CHERRY BLOSSOM

CHERRY BLOSSOM
Part 37
رز خسته خودشو روی زمین انداخت....کلافه بنظر میرسید اون دیگه کشش رو نداشت
هیونجین: خوبی؟
× افتضاحم
هیونجین کنار رز نشست و آروم اون رو توی بغلش کشید
اون هیچوقت تحمل نداشت رز رو کنار یکی دیگه ببینه و شاید یکی از دلیل جدا شدنشون همین بود و اینبار بودن سونگمین کنار رز اونو اذیت نمیکرد تنها چیزی که اذیتش میکرد این بود سونگمین از همین اول داره اونو نابود میکنه، اما از اونطرف سونگمین هم هیچ تقصیری نداشت و همه ی کاراش از سر حماقت بود
ویو سونگمین
اینکه رز منو بدون در نظر گرفتن اون مدتی که باهم بودیم رد کرد و کنار گذاشت قلبمو میفشرد برای اولین بار از رفتن فردی توی زندگیم ناراحت میشدم ا...اون منو به راحتی دیوونه ی خودش کرد و حالا داره منو از خودش دور میکنه دیگه هیچی برام مهم نبود، اینکه رز منو نمیخواد، هیونجین این وسط مزاحمه و همینطور اون دختره ی هرزه میخواد چیکار کنه...هیچی دیگه مهم نبود، همینکه بتونم رز رو کنار خودم داشته باشم کافیه...
تق تق تق
_بیا داخل
بادیگارد: قربان، هوانگ سویون رو پیدا کردیم
سونگمین از سرجاش بلند شد و رفت سمت در
_کجاست؟
بادیگارد: داخل یه خونه توی حومه ی شهره افرادمون محاصره اش کردن و کارهاشو زیر نظر دارن
_ماشینو آماده کن
(پرش زمانی به رسیدن سونگمین)
سونگمین از ماشین پیاده شد و سمت اون خونه راه افتاد با رسیدنش جلوی در، اصلحه اشو از توی جیبش در اورد و سمت دستگیره گرفت و با یه شلیک تونست اون بخش از در رو متلاشی کنه و این کارش باعث شد در به باز شه وارد خونه شد و با صورت رنگ پریده ی سویون مواجه شد، دستاشو باز کرد و گفت:
_اوه بیبی بلاخره تونستم پیدات کنم...دلم برات تنگ شده بود
سویون: تو....تو اینجا چیکار میکنی
_اینو من باید بپرسم
سویون: س....سونگمین برو بیرون وگرنه زنگ میزنم به پلیس
_مگه بخاطر دیدن من و باج گیری ازم به اینجا نیومده بودی؟ منم اومدم اینجا تا قشنگ باهم حرف بزنیم
ادامه دارد🍒....
دیدگاه ها (۲۱)

CHERRY BLOSSOM Part 38سونگمین آروم صندلی ی میز غذا خوردی رو ...

CHERRY BLOSSOMThe Last Part سونگمین بعد از اینکه راه افتاد ب...

CHERRY BLOSSOMPart 36هیونجین لوله ی اسلحه رو بیشتر روی پیشون...

CHERRY BLOSSOMPart 35ساعت از نیمه شب گذشته بود...رز هنوز همو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط