چَن سالِ دیگه

چَن سالِ دیگه
از خیابون دارم رَد میشَم
میشمورَم، صَد و یک،صَد و دو،..
یه صدای آشنا میشنوم
دنبال صدا میگردم
تورو میبینم
خیلی اتفاقی..
سعی میکنم نبینیم
دست تو دستِ عشقت
چه خنده های قشنگیَم داره
میبینی؟
عارزو کردم خوشال باشی
حالا شاد تَرینی
تَصویرِت جلوی چِشام تار میشه
بد جوری قربون صدقش میری
میدونی؟ اون الان
به همین حرفات خوشه
چن سال دیگه که ببینمت
داغ خاطِرَتو نِگه میدارم
نمیذارم ببینیم
تو دیگه خوشی اون موقع
گذشته ها گذشته..
و مَن دوباره قَدم هام و میشمُرَم
تو یه وَقفه بودی بِینِ قَدم هام
دیدگاه ها (۱)

از درخـتـــــ پٌرسیدَم چرا "پیــر " شدے(!?)"خَنده تَلخے " کر...

ﺳــﻼﻣــﺘــے ﺍﻭﻧﺎﯾــے ﮐـہﺑَــﺪِ ﻣـﺎﺭﻭ ﮔـــُــﻔـﺘـﻦُ (!) ﻣـﺎ ﺧ...

با هَر مَنطِقے حِساب ڪُنے #خَسْتمْتاوانِش‍ این‍ بُودخَندِه‍ ...

D'ont copy..باخنده نخون رفیق با اشک نوشتمش..-...؟+جونم؟-خوبے...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

p22ماشین جلوی دروازه‌های آهنی عمارت ایستاد.تهیونگ چند ثانیه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط