از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم

از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم
از چشم‌هایمان
و همه چیزِ این خاک را کاویده‌ایم:
ما به همراهِ آب و باد و خاک و آتش
به این سیاره تبعید شده‌ایم
و اینجا، زیباترین جا
برایِ تنهایی‌ست ...
#شهرام_شیدایی
دیدگاه ها (۰)

خيلي زمان گذشت تا فهميديم هر دري ارزش باز كردن ندارد...!!!

در نیزار پرنده‌ای اندوهگین می‌خواندگویی چیزی را به یاد آورده...

"پایان شب سیه سپید است" این سطردفترچه ي خاطرات ِ موهای من اس...

گاهی چنان بدم که مبادا ببینی‌ام !حتی اگر به دیده‌ی رؤیا ببین...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

My uncle (part 29)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط