پارت
پارت ۲۷
ا.ت:مشغول نوشتن کار های روزانه اش(جز کار های مهمش هست)
ا.ت:جیمین خبری از محموله ی جدید نیست؟
جیمین:داشت توی آیپدش با قلم یک کار هایی میکرد
جیمین:اممم..
جیمین:چرا فکر کنم یک خبری پیدا کردم الان
ا.ت:سرش رو میاره بالا
ا.ت:چی؟
جیمین:اوم توی مرکز شهر گوانگجو یک زیر زمین هست که پر از خلاف کاره توی کار مواد میتونیم اینجا رو پیدا کنیم و حال کنیم و مواد رو تحویل پلیس بدیم و..
ا.ت:وایسا من با پلیس همکاری نمیکنم
جیمین:چرا؟
ا.ت:خودم گیر میوفتم
جیمین:اسم جدید برات میسازیم و یک پرونده ی جدید
ا.ت:من عمرا با پلیس همکاری کنم یک بار همکاری کردم که باعث شد ما...(حرفش رو قطع میکنه)
جیمین:با شد که؟
ا.ت:ولش کن ولی من با پلیس همکاری نمیکنم
جیمین: اممم..خب نظرت چیه مواد رو برداریم؟
ا.ت:وات؟
جیمین:میتونیم مواد رو برداریم و با اونا یکی از افراد سر راه شرکت رو کنار بزنیم
ا.ت:فکر خوبیه ولی میدونی که من تو کار مواد نیستم
جیمین:هی خوش میگذره
ا.ت:باشه نقشه رو طراحی کن
جیمین:اوم چشم
ا.ت:به نوشتنش برگشت
آجوما:در اتاق کار ا.ت و جیمین رو میزنه(تق تق)
ا.ت:بیا تو
آجوما:برای جیمین یک چای بابونه و پای سیب کوچیکی گذاشت و برای ا.ت هم یک قهوه ی سرد و شیرینی ی کاکائو یی(عکسش رو توی پست میزارم براتون چک کنین) و رفت بیرون
ا.ت:قهوه اش رو باز کرد و سر کشید و آیپد خودش رو از داخل کمد میز برداشت
جیمین:سخت مشغول طراحی عملیات بود
ا.ت:یکم چایی بخور بعدش ادامه بده نترس وقت داری
جیمین:ها؟(حواس پرت)
ا.ت:یکم چایی بخورد بعدش ادامه بده نترس وقت خیلی هست
جیمین:آها باشه(حواس پرتیی)
جیمین:یکم چایی خورد و ادامه داد به کارش
ا.ت:توی آیپدش داشت برنامه فرداش رو مینوشت و قهوه ی سردش رو میخورد..
ادامه دارد...
ا.ت:مشغول نوشتن کار های روزانه اش(جز کار های مهمش هست)
ا.ت:جیمین خبری از محموله ی جدید نیست؟
جیمین:داشت توی آیپدش با قلم یک کار هایی میکرد
جیمین:اممم..
جیمین:چرا فکر کنم یک خبری پیدا کردم الان
ا.ت:سرش رو میاره بالا
ا.ت:چی؟
جیمین:اوم توی مرکز شهر گوانگجو یک زیر زمین هست که پر از خلاف کاره توی کار مواد میتونیم اینجا رو پیدا کنیم و حال کنیم و مواد رو تحویل پلیس بدیم و..
ا.ت:وایسا من با پلیس همکاری نمیکنم
جیمین:چرا؟
ا.ت:خودم گیر میوفتم
جیمین:اسم جدید برات میسازیم و یک پرونده ی جدید
ا.ت:من عمرا با پلیس همکاری کنم یک بار همکاری کردم که باعث شد ما...(حرفش رو قطع میکنه)
جیمین:با شد که؟
ا.ت:ولش کن ولی من با پلیس همکاری نمیکنم
جیمین: اممم..خب نظرت چیه مواد رو برداریم؟
ا.ت:وات؟
جیمین:میتونیم مواد رو برداریم و با اونا یکی از افراد سر راه شرکت رو کنار بزنیم
ا.ت:فکر خوبیه ولی میدونی که من تو کار مواد نیستم
جیمین:هی خوش میگذره
ا.ت:باشه نقشه رو طراحی کن
جیمین:اوم چشم
ا.ت:به نوشتنش برگشت
آجوما:در اتاق کار ا.ت و جیمین رو میزنه(تق تق)
ا.ت:بیا تو
آجوما:برای جیمین یک چای بابونه و پای سیب کوچیکی گذاشت و برای ا.ت هم یک قهوه ی سرد و شیرینی ی کاکائو یی(عکسش رو توی پست میزارم براتون چک کنین) و رفت بیرون
ا.ت:قهوه اش رو باز کرد و سر کشید و آیپد خودش رو از داخل کمد میز برداشت
جیمین:سخت مشغول طراحی عملیات بود
ا.ت:یکم چایی بخور بعدش ادامه بده نترس وقت داری
جیمین:ها؟(حواس پرت)
ا.ت:یکم چایی بخورد بعدش ادامه بده نترس وقت خیلی هست
جیمین:آها باشه(حواس پرتیی)
جیمین:یکم چایی خورد و ادامه داد به کارش
ا.ت:توی آیپدش داشت برنامه فرداش رو مینوشت و قهوه ی سردش رو میخورد..
ادامه دارد...
- ۵.۱k
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط