ویو آت

ویو آت
رفتم بیرون که یه ماشین خیلی خفن جلو درمون بود
=خانم خوشگله برسونمت؟
+مزاحم نشو
=بالاخره نباید بزارم دخترم با اتوبوس بره خطرناکه وقتی اومدی عمارت با بادیگارد شخصی میری مدرسه
+تو جونگکوکی؟
=اوهوم
+خب...اولن من دختر شما نیستم ثانین...من رفتن با اتوبوس و دوست دارم و عادت کردم بهش
=باشه آت خانم اما من نمیتونم بزارم دختری که تو خونه ما هست با اتوبوس بره.
چشم غره ای بهش رفتم و بدو بدو دوییدم سمت اتوبوس که از ماشین پیاده شد و نگام کرد راستش مرد بدی به نظر نمیومد
ویو تهیونگ
چرا چرا باید یه دختر بچه رو تو عمارتم تحمل کنم باز لیسا خیلی ساکت و حرف گوش کنه دختره حتما یه سلیطه ی هر.زست در زدن
-بیا تو
لیسا با اون چهره عروسکی و نازش اومد‌
نمی‌دونم چرا نمیتونم باهاش صمیمی باشم دلم میخواد رسمی باشیم

-بله
٪ برادر
-هوم؟
٪ خیلی نمیخوام وقتتونو بگیرم اما میشه‌ از پدر اجازه بگیرین که من برم با دوستام سینما لطفاً خواهش میکنم من بگم قبول نمیکنه(مظلوم)

هوف چرا نمیزارع این بدبخت جایی بره؟درسته تک دخترشه اما این دیگه زیاده رویه
-بهش میگم...فعلا بشین همینجا به منم زل نزن تا ازش بپرسم
٪خیلی ممنونم داداش جون

بهش نگاه کردم اولین بار بود اینطوری صدام میکرد یهو سرشو انداخت پایین

٪ببخشید حواسم نبود
دیدگاه ها (۱۲)

اون واقعا یه فرشته بود وقتی خونه دوستام بودم خواهراشون خیلی ...

ویو جونگکوک چرا اصلا باید نیاز داشته باشه بره سینما یا بیرون...

ویو آتاز خواب بیدار شدم و رفتم WCکارامو انجام دادم و لباس فر...

معرفی درخواستی✨(با کمی تغییر)آت: دختر باهوش-لجباز و خوشگل ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط