پارت ۲
پارت ۲
- مطمئنی
+اره
-از جیبم یه دستمال که پره مواد بیهوشی بود رو در آوردم و زدم به دهن و بینیش بعد ۲ مین بیهوش شود بردمش تو ماشین و گذاشتمش رفتم خودم هم سوار شدم بخاری رو روشن کردم چون زمستون بود رفتم به سمت عمارت رفتم توی خونه و جیمین رو بردم تو اتاق و گذاشتمش روی تخت بخاری اتاق رو زدم
و پتو رو ، روش کشیدم رفتم از اتاق بیرون و یه سوپ خوشمزه درست کردم و سوپ رو ریختم تو کاسه و یه سینی گذاشتم کاسه سوپ رو گذاشتمش تو سینی نون آب.... گذاشتم و بردم تو اتاق گذاشتم و منتظر بهوش اومدنش شدم
+چشمام رو باز کردم دیدم یونگی جلوی منه
-سلام موچی
+من کجام
-تو خونه خودت
+ولی اتاق من آنقدر بزرگ نیست
-من نگفتم تو خونه خودت منظورم تو عمارت منو و توئه
+اولن این خونه یا عمارت دیگه مال من نیست ، ثانیه ان من میخوام برم
-اولن این عمارت برای توئه، من نمیذارم بری
+بزار برم
-بزار برات توضیح بدم
+باشه
-سوهو منو تهدید کرد مقام اون از من اونموقع خیلی کم بود تو مافیا من مجبور بودم گفت یا ولت کنم یا بکشمت ، من هم از رو ناچار ولت کردم باور کن من دوست دارم بیشتر از هرچی ، ببخشید ولت کردم ولی
الان مقام و قدرت من از سوهو خیلی بیشتره .
+واقعا اینا راسته
-اره ازت خواهش میکنم بمون من بدون تو نمیتونم
+خب ببین من دو روز بهت وقت میدم اگه کاری کردی که من عاشقت شدم برای همیشه تو هر شرایطی پات میمونم
-واقعا
+اوهم
-ازت ممنونم موچی و بغلش کردم.
.
- مطمئنی
+اره
-از جیبم یه دستمال که پره مواد بیهوشی بود رو در آوردم و زدم به دهن و بینیش بعد ۲ مین بیهوش شود بردمش تو ماشین و گذاشتمش رفتم خودم هم سوار شدم بخاری رو روشن کردم چون زمستون بود رفتم به سمت عمارت رفتم توی خونه و جیمین رو بردم تو اتاق و گذاشتمش روی تخت بخاری اتاق رو زدم
و پتو رو ، روش کشیدم رفتم از اتاق بیرون و یه سوپ خوشمزه درست کردم و سوپ رو ریختم تو کاسه و یه سینی گذاشتم کاسه سوپ رو گذاشتمش تو سینی نون آب.... گذاشتم و بردم تو اتاق گذاشتم و منتظر بهوش اومدنش شدم
+چشمام رو باز کردم دیدم یونگی جلوی منه
-سلام موچی
+من کجام
-تو خونه خودت
+ولی اتاق من آنقدر بزرگ نیست
-من نگفتم تو خونه خودت منظورم تو عمارت منو و توئه
+اولن این خونه یا عمارت دیگه مال من نیست ، ثانیه ان من میخوام برم
-اولن این عمارت برای توئه، من نمیذارم بری
+بزار برم
-بزار برات توضیح بدم
+باشه
-سوهو منو تهدید کرد مقام اون از من اونموقع خیلی کم بود تو مافیا من مجبور بودم گفت یا ولت کنم یا بکشمت ، من هم از رو ناچار ولت کردم باور کن من دوست دارم بیشتر از هرچی ، ببخشید ولت کردم ولی
الان مقام و قدرت من از سوهو خیلی بیشتره .
+واقعا اینا راسته
-اره ازت خواهش میکنم بمون من بدون تو نمیتونم
+خب ببین من دو روز بهت وقت میدم اگه کاری کردی که من عاشقت شدم برای همیشه تو هر شرایطی پات میمونم
-واقعا
+اوهم
-ازت ممنونم موچی و بغلش کردم.
.
- ۱۴۳
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط