دیروز در خیابان

دیروز در خیابان
زنی که چشمانش هیچ شباهتی به چشمان تو نداشت
لبخند زد به من
آهسته نزدیک شد
و با صدایی که هیچ شباهتی به صدای تو نداشت
صمیمانه پرسید :
ما یک دیگر را کجا دیده ایم ؟
دیدگاه ها (۱)

شکوفه های گیلاس .مرا همیشهسرگردان تو کرده است .پیراهنت جامان...

شب خوش خورشید .تو معرکه ای .

بهر بهانه ای با من تماس بگیر .حتی به بهانه ایهم که نداری .دل...

وقتی که تو نیستیمن همتنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام!

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۵«درِ سیاه»تق...تق...تق...صدای ضربه ا...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۳«آنچه پنهان مانده بود»دود تمام راهرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط