فصل قسمت
﴿ فصل 1قسمت 18﴾
همه خندیدند
که آنیا گفت :راستی خدمتکارا چی شدن؟
نامجون : کدوم خدمتکارا ؟
آنیا: خدمتکارا باربد .
باربد:اون خدمتکارا (خنده )
آنیا :چرا میخندی؟
باربد:ولشون کن ارزش ندارند.
آنیا: (خودشو کشید بالا روی باربد)چکار کردی باهاشون ؟
باربد :به سنت نیست ملکه من.
آنیا امد پایین و آرام زیر لب گفت:نکنه بهشون تجاوز کردی ؟ (سعی کرد باربد نفهمه)
باربد: شنیدم
......
ببخشید پیچم باگ خورده بود پارت هم کم شد
همه خندیدند
که آنیا گفت :راستی خدمتکارا چی شدن؟
نامجون : کدوم خدمتکارا ؟
آنیا: خدمتکارا باربد .
باربد:اون خدمتکارا (خنده )
آنیا :چرا میخندی؟
باربد:ولشون کن ارزش ندارند.
آنیا: (خودشو کشید بالا روی باربد)چکار کردی باهاشون ؟
باربد :به سنت نیست ملکه من.
آنیا امد پایین و آرام زیر لب گفت:نکنه بهشون تجاوز کردی ؟ (سعی کرد باربد نفهمه)
باربد: شنیدم
......
ببخشید پیچم باگ خورده بود پارت هم کم شد
- ۳۷۰
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط