حالم را نمی دانم
.
حالم را نمی دانم!
تنها و ناامید نیستم...
دلخور و نگران هم نیستم...
دلشوره ی آینده و غم گذشته را هم ندارم...
به گمانم کمی دلتنگم!
دلتنگِ کسی که هنوز نیامده...
دلتنگِ خبری که نمی رسد از راه...
شاخه گلی که بویش به مشامم نمی رسد
و جوانه ای که سبز نمی شود و گلدانی که به خورشید لبخند نمی زند...
راستش
دلم کمی دلشوره و نگرانی می خواهد باچاشنیِ "عشق"!
و چه به اندازه جهانم خالیست از این واژه...
دلتنگم
تنها
برای
یک
قاصدک!
.
_شقایق عباسی
حالم را نمی دانم!
تنها و ناامید نیستم...
دلخور و نگران هم نیستم...
دلشوره ی آینده و غم گذشته را هم ندارم...
به گمانم کمی دلتنگم!
دلتنگِ کسی که هنوز نیامده...
دلتنگِ خبری که نمی رسد از راه...
شاخه گلی که بویش به مشامم نمی رسد
و جوانه ای که سبز نمی شود و گلدانی که به خورشید لبخند نمی زند...
راستش
دلم کمی دلشوره و نگرانی می خواهد باچاشنیِ "عشق"!
و چه به اندازه جهانم خالیست از این واژه...
دلتنگم
تنها
برای
یک
قاصدک!
.
_شقایق عباسی
- ۵۸۷
- ۰۸ دی ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط