جایی که عقلت تونست جلوی احساساتتو بگیره

جایی که عقلت تونست جلوی احساساتتو بگیره
یعنی دل دیگه خسته ست
دیدگاه ها (۱)

💠 خوابش نمی‌بُرد. بلند شد. خیاری از میوه‌ خوری روی میز برداش...

وقتی ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺍﺯ ﻏﺰﻝ ﻣﻦ سخنی ﻫﺴﺖیعنی ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺗﻮﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺗﻮهمه ﺟﺎ ...

گاهی سکوت حرف نگفته نیستآرزویی ست که با دست خود تبدیل به حسر...

میزنم عینک به چشمم درس میخوانم ولی، پنج ساعت روی یک خط ما...

چن همیشه میگه اشکال نداره کیچانا ولی بک دیگه نتونست جلوی خود...

هر دختری اول رابطه شاده بعدش دیگه کسی نمیتونه جلوی گریشو بگی...

پس خودتونم قبول دارین اجباره ...ما فقط ازادیو طلب کردین ازاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط