عروسی پسر خالم بود

عروسی پسر خالم بود
داییم گفت بیا وست خودت رو گرم کن اینجا همه آشنا هستیم غریبه نداریم تازه تعدادم کمه
من : باشه دایی
رفتم لباس های ورزشی مو پوشیدم و وست سالن شنا رفتم پرطم کردن بیرون 🫪
فکر کنم باید از پروانه شروع میکردم 😂
دیدگاه ها (۲)

غم بهم گفت: خیلی قوی هستیا !گفتم: چطور مگه ....؟گفت : نابودت...

تگش کن 😂

اگر خوشتان آمده فالو کن ممنون

جومونگ 😍

𝑷𝒂𝒓𝒕𝟐𝟎+واییییی حوصلم پوکید پاشم برم بیرون از رو تخت پاشدم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط