در این زمانه هر که را همصدا دیدم کوله ای سنگین از سکوت را

در این زمانه هر که را همصدا دیدم کوله ای سنگین از سکوت را به دوش میکشید، و آنان که پر از هیاهو بودند گویی زبانی غریب داشتند و مرا فردی ساکت خواندند و آنان که سکوت را توشه راه ساخته بودند، مرا سنگینی!
چه سخت برزخیست میان هیاهو و سکوت; که نه فریادم را این، و نه آن میشنود.
گویی از سراب سیراب شدم!
یا شاید هم تشنه ای در وسط دریا، آری درست است، این همه آب و من تشنه!!!
بسان همان عطش خسته ام...
سید محمد...
seyd mohamad
دیدگاه ها (۲)

درياي نگاه به چشمان پريرويان اين شهربه صد اميد مي بستم نگاهي...

من خسته املنگر انداخته ای به ساحل انتظار میکشی !من در کویرِ ...

نحوه شهادت حضرت علی اکبر به نقل از خوارزمی:خوارزمی(متوفای 56...

روح خسته ام را دیگر هیچ مرحمی التیام نمیکندو اکنون این دل خس...

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار خانواده های شهدای مناشجره خ...

شهادت حضرت علی اکبر(ع) علی‏ اکبر علیه‏ السّلام‏ نخستین‏ فرد ...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

داستان شگفت انگیز حرّ ابن یزید ریاحی را کتاب های مهمی مانند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط