قطار ِ خط لبت راهی ِ سمرقند است ...

قطار ِ خط لبت راهی ِ سمرقند است ...
بلیط یك سره از اصفهان بگو چند است؟

عجب گلی زده‌ای باز گوشه‌ی مـویت
تو ای همیشه برنده! شماره‌ات چند است؟

به توپِ گرد دلم باز دست رد نزنی
مگر «نود» تو ندیدی عزیز من «هَند» است!

همین که می‌زنی‌اَش مثل بید می‌لرزم
کلید کُنتر برق است یا که لبخند است؟!

نگاه مست تو تبلیغ آب انگور است
لبت نشان تجاری شرکت قند است

بِ .. بِ .. ببین که زبانم دوباره بند آمد
زی .. زی .. زی .. زیرِسر برق آن گلوبند است

چرا اهالی این شهر عاشقت نشوند؟!
چنین که عطر تو در کوچه‌ها پراکنده است

هزار «قیصر» و «قاسم» فدای چشمانت
بُکُش! حلال! مگر خون‌بهای ما چند است؟

نگاه خسته‌ عاشق کبوتر جَلدی است
اگر چه می‌پرد اما همیشه پابند است

نسیم، عطر تو را صبح با خودش آورد
و گفت: روزی عشاق با خداوند است

رسیدی و غزلم را دوباره دود گرفت
نترس –آه کسی نیست- دود اسفند است..
دیدگاه ها (۱)

ترک آزارم نکردی ترک دیدارت کنمآتش اندازم به جانت بس که آزارت...

ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺯﻟﻴﺨﺎ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖﻫﺮ ﺯِ ﭼﺎﻩ ﺁﻣﺪﻩﺍﯼ ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻨﻌﺎﻥ...

در باور من، ریشه زدی، رحم نکردیهی زخم بر اندیشه زدی، رحم نکر...

اگر عمری به پایش سر نمیکردم چه می کردم؟مدارا با جفایش گر نمی...

برای همیشه..

بازی خطرناکپارت : ۴ صدای قدم‌ها در راهروهای تاریک ساختمان قد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط