چندپارتی درخواستی
چندپارتی درخواستی
part : ¹⁰
ات وارد اتاق شد پسرا بخاطر ات از اتاق رفتن ات یه باکس داشت که برای پسرا سوال بود که اون باکس چیه ولی ات به اون ها نمی گفت . درسته اون باکس برای آرایش بود . ات اصلا آرایش نمیکرد ولی امروز باید میکرد.
ات شروع کرد به آرایش کردن خدایی هم زیبا شده بود . با احتیاط میکاپ می کرد .
کوک در زد
کوک: ات می میتونم بیام تو کراواتم رو جا گذاشتم .
ات استرس گرفته :
ات: لباستو بپوش من برات میارم . البته با اجازه ی تو از چمدونت برمیدارم .
کوک: اوکیه
ات بعد از میکاپ ناخون هاشو چسبوند . یه لباس بلند صورتی که ی تور سفید روش تزئین شده بود و طرح گل های زیبایی داشت روسری که سفید بو. و گل های صورتی داشت رو پوشید واقعا میتونست یه فرشته ی آسمونی باشه اکسسوری هاش رو انداخت . روی ساعتش نوشته شده بود به انگلیسی جیمین کوک و تهیونگ برای تولدش براش خریده بودن . دستبند رو هم هوسوک خریده بود و انگشتر هایی که جین و نامجون و یونگی براش خریدن .
از چمدون کوک براش یه کراوات برداشت میز اتو بیرون بود . وسایلشو جمع کرد و رفت از اتاق بیرون رفت سراغ اتو برای کوک کراواتش رو اتو زد
ات:کوک بیا برات کراواتی رو اتو زدم .
کوک: ات بیا کمک کن اینو بگیر .
ات رراش اون رو گرفت .
جیمین: عوووووو چقدر نزدیک .
ات: هول کرد .
هوسوک : بچه ها دقت کنیم نگاه کنید دستای ات اون هایی که ما براش کادو گرفتیم رو انداخته . کیوتچه .
ات: آماده اید همتون واوو قشنگ شدید . حول ولا قوته الا به الله فوتتتت الهم صلی علی محمد و عال محمد.
جین: چی میگی داری میگی نفرین میکنی.
ات: خیر میگم چشمتون نزنن
ات فارسی میگه : ماشالله آنقدر قشنگید باید بخونم دیگه .
ته که هنوز به ات زل زده .
ات: تهیونگ شی توی صورتم دنبال چی میگردی ؟
ته : عااا ات یه تغییری داری چی شده .
جیمین: بلاخره فهمیدم چه خبره بچه ها برگاااممم ات آرایش کرده .
ات سرخ سرخ شده بچه ها بیاید بریم ساعت یه ربه پنجه من میخوام زود برسم از کی عروسی نرفتم .
کوک: چرا عروسیه دوستت .
ات : اون توی کره بود عروسی ایران .
همه بلند شدن رفتن سوار ون شدن رفتن به سمت باغ تالار . وارد شدن پسر خاله های ات که یکیشون خیلی سگی خاطر خواشه هم اون جا بود .
ات: خیلی تبریک. میگم بهتون خوش بخت بشن انشاالله.
پارسا ( همون که سگی عاشقشه) : سلام ات جان خوبی ؟از کی بود ندیده بودمت آقایون کی باشن ؟
ات: اولا عذر میخوام ات جان نه ات خانوم لطفا بعدشم آقایون آرتیست هستن یکی از معروف ترین گروه های جهانی . اومدن من قراره ایران رو بهشون نشون بدم ۳ ساله باهاشون هستم اگر سوال هاتون تموم شد ما رفت زحمت کنیم .
part : ¹⁰
ات وارد اتاق شد پسرا بخاطر ات از اتاق رفتن ات یه باکس داشت که برای پسرا سوال بود که اون باکس چیه ولی ات به اون ها نمی گفت . درسته اون باکس برای آرایش بود . ات اصلا آرایش نمیکرد ولی امروز باید میکرد.
ات شروع کرد به آرایش کردن خدایی هم زیبا شده بود . با احتیاط میکاپ می کرد .
کوک در زد
کوک: ات می میتونم بیام تو کراواتم رو جا گذاشتم .
ات استرس گرفته :
ات: لباستو بپوش من برات میارم . البته با اجازه ی تو از چمدونت برمیدارم .
کوک: اوکیه
ات بعد از میکاپ ناخون هاشو چسبوند . یه لباس بلند صورتی که ی تور سفید روش تزئین شده بود و طرح گل های زیبایی داشت روسری که سفید بو. و گل های صورتی داشت رو پوشید واقعا میتونست یه فرشته ی آسمونی باشه اکسسوری هاش رو انداخت . روی ساعتش نوشته شده بود به انگلیسی جیمین کوک و تهیونگ برای تولدش براش خریده بودن . دستبند رو هم هوسوک خریده بود و انگشتر هایی که جین و نامجون و یونگی براش خریدن .
از چمدون کوک براش یه کراوات برداشت میز اتو بیرون بود . وسایلشو جمع کرد و رفت از اتاق بیرون رفت سراغ اتو برای کوک کراواتش رو اتو زد
ات:کوک بیا برات کراواتی رو اتو زدم .
کوک: ات بیا کمک کن اینو بگیر .
ات رراش اون رو گرفت .
جیمین: عوووووو چقدر نزدیک .
ات: هول کرد .
هوسوک : بچه ها دقت کنیم نگاه کنید دستای ات اون هایی که ما براش کادو گرفتیم رو انداخته . کیوتچه .
ات: آماده اید همتون واوو قشنگ شدید . حول ولا قوته الا به الله فوتتتت الهم صلی علی محمد و عال محمد.
جین: چی میگی داری میگی نفرین میکنی.
ات: خیر میگم چشمتون نزنن
ات فارسی میگه : ماشالله آنقدر قشنگید باید بخونم دیگه .
ته که هنوز به ات زل زده .
ات: تهیونگ شی توی صورتم دنبال چی میگردی ؟
ته : عااا ات یه تغییری داری چی شده .
جیمین: بلاخره فهمیدم چه خبره بچه ها برگاااممم ات آرایش کرده .
ات سرخ سرخ شده بچه ها بیاید بریم ساعت یه ربه پنجه من میخوام زود برسم از کی عروسی نرفتم .
کوک: چرا عروسیه دوستت .
ات : اون توی کره بود عروسی ایران .
همه بلند شدن رفتن سوار ون شدن رفتن به سمت باغ تالار . وارد شدن پسر خاله های ات که یکیشون خیلی سگی خاطر خواشه هم اون جا بود .
ات: خیلی تبریک. میگم بهتون خوش بخت بشن انشاالله.
پارسا ( همون که سگی عاشقشه) : سلام ات جان خوبی ؟از کی بود ندیده بودمت آقایون کی باشن ؟
ات: اولا عذر میخوام ات جان نه ات خانوم لطفا بعدشم آقایون آرتیست هستن یکی از معروف ترین گروه های جهانی . اومدن من قراره ایران رو بهشون نشون بدم ۳ ساله باهاشون هستم اگر سوال هاتون تموم شد ما رفت زحمت کنیم .
- ۱۱.۲k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط