ادامه داستان

ادامه داستان

p24

کوک: ترسیدم بریم پایین

یونا: باشه

( رفتن پایین )

شوگا: سلام

هانا: حالت خوبه

یونا: هوم

فیلیکس: متاسفم

یونا: باشه

نامجون : شب مهمونی دعوتیم باید آماده باشین

یونا: باشه

غذا شونو خوردن و رفتن برای تمرین دنس

یونا: اه خسته شدم

هانا: منم

یونا: من میرم حموم

یونا رفت حموم

هانا: هی بچه ها می خوام یه چیزی رو بهتون بگم

فیلیکس: بگو

هانا: ۲ روز دیگه تولد یوناست من می خوام سوپرایزش کنم

کوک: دو روز دیگه

فیلیکس: چرا زودتر نگفتی

جیمین: الان ما باید چیکار کنیم وقتمون خیلی کمه

جین: من باید لباسمو انتخاب کنم آرایش کنم

شوگا: اوف کادو چی بخریم

جی هوپ: کرم بگیریم

جیمین: که بعد فکر کنه منظورمون اینکه صورتت زشته

کوک: اصلا زشت نیست خیلی هم خوشگله

فیلیکس: آره چی بگیریم ما حتی سعی نکردیم بشناسیمش

شوگا: آره هانا میدونه بگو از چه رنگی خوشش میاد

هانا: بیشتر مشکی و بنفش اما رنگ هایی مثل صورتی و قرمز رو هم ترجیح میده

کوک: مثل خومه رنگ مشکی و بنفش دوست داره

فیلیکس: فعلا باید به فکر این باشیم که چجوری سوپرایزش کنیم

هیونجین: آره بحث اصلی اینه


اگه کامنت بزارین احتمال اینکه پارت بعد رو بزارم بیشتر میشه یا اگه ایده ای دارین بگین تا اضافش کنم ❤❤❤❤


حمایت کنید ❤💜
دیدگاه ها (۳۰)

پارت ۸

عشق پنهان من

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط