CHERRY BLOSSOM
☆CHERRY BLOSSOM☆
Part2
_نه نباید بکشیمش چون لازمش دارم
~میتونم بپرسم برای چه کاری؟
_نه نمیتونی حالا هم دستاشو باز کنید و بهش یه دست لباس مجلسی بدین و بگین بیاد اتاق کارم کارش دارم
سونگمین بعد از این جمله اش از اتاق رفت بیرون و کلافه رفت سمت اتاق کارش تا کارای ناتمامش رو تمام کنه....
(پرش زمانی)
(صدای در زدن)
_بیا تو
ویو رز
وقتی رفتم داخل اون پسر زیادی غرق کارش بود و داشت با یه خوشنویس زیبا برگه های جلوش رو امضا میکرد رفتم جلوتر که سرشو گرفت بالا و نگاهم کرد نگاه سرد و عصبی داشت
×م...من آ..آماده....من آماده شدم
_بشین
سرمو اروم تکون دادم و نشستم رو کاناپه ی جلوی میزش
_تو امشب باید نقش دوست دخترمو بازی کنی
×دوست دختر؟
_اره قراره امشب دوست دخترمو به پدر و مادرم نشون بدم و تو قراره دوست دخترم شی
×تا کی؟
_فقط همین امشب
×باشه
_فعلا برو بیرون تا نیم ساعت دیگه منم میام
ویو سونگمین
رز میخواست بره بیرون ولی کمی مکث کرد و بعد برگشت طرفم و با حالتی نگران لب زد:
×بعدش بهم اجازه میدی برم؟
_اره
سری تکون داد و رفت بیرون
منم به ادامه کارام رسیدگی کردم
.
.
مثل اینکه زیادی گرم کارام شده بودم و متوجه گذر زمان نشدم نگاهی به صفحه گوشی کردم ساعت ۸:۲۰ دقیقه بود پس تصمیم گرفتم آماده شم
رفتم بیرون که دیدم رز روی مبل نشسته و داره با ناخناش بازی میکنه
_بریم
(سرشو گرفت بالا)
×باشه
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم
×میتونم ازت چندتا سوال شخصی بپرسم؟
_نه
×چرا
_چون نه
×خب من تورو نمیشناسم بعد چطور میخوای به مامان و بابات ثابت کنی که دوست دخترتم؟
_اسمم کیم سونگمینِ ، مافیام، ۲۴ سالمه، غذای مورد علاقم استیک گوشت گاوِ و رنگ مورد علاقم خاکستریِ
فکر نکنم چیز دیگه ای رو لازم باشه بدونی
×باشه
ویو رز
وقتی به مقصد رسیدیم یه عمارت خیلی بزرگ بود که دور تا دورش رو بادیگارد ها گرفته بودن مثل اینکه واقعا خانواده ی خطرناکی هستن
(سونگمین دستشو آروم زد به دست رز)
_با توام
×ب...بله
_کجایی؟
×همینجا
_پیاده شو
×باشه
(ویو رز)
سونگمین از ماشین پیاده شد و اومد درو باز کرد منم پیاده شدم دستمو دور دستش حلقه کردم داشتیم به طرف در ورودی میرفتیم که یک زن و مرد اومدن بیرون مثل اینکه پدر و مادر سونگمین بودن
پ.س: خوش اومدین.....
ادامه دارد🍒.......
Part2
_نه نباید بکشیمش چون لازمش دارم
~میتونم بپرسم برای چه کاری؟
_نه نمیتونی حالا هم دستاشو باز کنید و بهش یه دست لباس مجلسی بدین و بگین بیاد اتاق کارم کارش دارم
سونگمین بعد از این جمله اش از اتاق رفت بیرون و کلافه رفت سمت اتاق کارش تا کارای ناتمامش رو تمام کنه....
(پرش زمانی)
(صدای در زدن)
_بیا تو
ویو رز
وقتی رفتم داخل اون پسر زیادی غرق کارش بود و داشت با یه خوشنویس زیبا برگه های جلوش رو امضا میکرد رفتم جلوتر که سرشو گرفت بالا و نگاهم کرد نگاه سرد و عصبی داشت
×م...من آ..آماده....من آماده شدم
_بشین
سرمو اروم تکون دادم و نشستم رو کاناپه ی جلوی میزش
_تو امشب باید نقش دوست دخترمو بازی کنی
×دوست دختر؟
_اره قراره امشب دوست دخترمو به پدر و مادرم نشون بدم و تو قراره دوست دخترم شی
×تا کی؟
_فقط همین امشب
×باشه
_فعلا برو بیرون تا نیم ساعت دیگه منم میام
ویو سونگمین
رز میخواست بره بیرون ولی کمی مکث کرد و بعد برگشت طرفم و با حالتی نگران لب زد:
×بعدش بهم اجازه میدی برم؟
_اره
سری تکون داد و رفت بیرون
منم به ادامه کارام رسیدگی کردم
.
.
مثل اینکه زیادی گرم کارام شده بودم و متوجه گذر زمان نشدم نگاهی به صفحه گوشی کردم ساعت ۸:۲۰ دقیقه بود پس تصمیم گرفتم آماده شم
رفتم بیرون که دیدم رز روی مبل نشسته و داره با ناخناش بازی میکنه
_بریم
(سرشو گرفت بالا)
×باشه
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم
×میتونم ازت چندتا سوال شخصی بپرسم؟
_نه
×چرا
_چون نه
×خب من تورو نمیشناسم بعد چطور میخوای به مامان و بابات ثابت کنی که دوست دخترتم؟
_اسمم کیم سونگمینِ ، مافیام، ۲۴ سالمه، غذای مورد علاقم استیک گوشت گاوِ و رنگ مورد علاقم خاکستریِ
فکر نکنم چیز دیگه ای رو لازم باشه بدونی
×باشه
ویو رز
وقتی به مقصد رسیدیم یه عمارت خیلی بزرگ بود که دور تا دورش رو بادیگارد ها گرفته بودن مثل اینکه واقعا خانواده ی خطرناکی هستن
(سونگمین دستشو آروم زد به دست رز)
_با توام
×ب...بله
_کجایی؟
×همینجا
_پیاده شو
×باشه
(ویو رز)
سونگمین از ماشین پیاده شد و اومد درو باز کرد منم پیاده شدم دستمو دور دستش حلقه کردم داشتیم به طرف در ورودی میرفتیم که یک زن و مرد اومدن بیرون مثل اینکه پدر و مادر سونگمین بودن
پ.س: خوش اومدین.....
ادامه دارد🍒.......
- ۳.۹k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط