دلنوشته #شهید_آوینی پس از دیدار با #امام_خامنه ای (گروه س

دلنوشته #شهید_آوینی پس از دیدار با #امام_خامنه ای (گروه سازنده روایت فتح)

دیدیم که می شناسیمش ……..و تصویرش را از پیش در خاطر داشته ایم. دیدیم که می شناسیمش، نه آن سان که دیگران را…… و نه حتی آن سان که خود را. چه کسی از خود آشناتر ؟ دیده ای هرگز که نقش غربت در چهره خویش بیند و خود را نشناسد؟

دیدیم که می شناسیمش، بیش تر از خود … تا آنجا که خود را در او یافتیم، چونان نقشی سرگردان در آبگینه که صاحب خویش را باز یابد و یا چونان سایه ای که صاحب سایه را …… و از آن پس با آفتاب خود را بر قدمگاهش می گستر دیم و شب که می رسید به او می پیوستیم.

آن صورت ازلی را چه کسی بر این لوح قدیم نقش کرده بود؟ می دیدیم که چشمانش فانی است ، اما نگاهش باقی، می دیدیم که لبانش فانی است ، اما کلامش با قی. چشمانش منزل عنایتی ازلی و دهانش معبر فیضی ازلی و دستانش... چه بگویم ؟ کاش گوش نامحرمان نمی شنید .

برگرفته از مقاله ی مبشر صبح

کانال شهید آوینی
@aviny_com
دیدگاه ها (۳)

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

مبشر صبحدیدیم که می شناسیمش...و تصویرش را از پیش در خاطر داش...

. بسمه تعالی (( فَاِنَّ ...

. بسمه تعالی (( فَاِنَّ ...

روایتی عجیب و جالب از مجروحیت دست امام #خامنه ایدر اوایل رهب...

سپاس خدای را که به ید قدرت بی منتهایش دریای آفرینش را جاری ک...

بسم الله الرحمن الرحیم چوپان پیر تکه نان خشکی به سگش داد و آ...

زندگیچه فکر میکنی؟که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط