مال من باش
مال من باش
Part : 15
لارا ویو
صبح از خواب بیدار شدم ، گوشیمو چک کردم از طرف ارباب سوهو مسیج داشتم.
"۸:۳۰ اتاق جلسه عمارت باش"
برام عجیب بود روز اول بهم گفته بود اجازه نداری بیای اینجا...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
وارد اتاق که بودم همه با تعجب نگام میکردم اما سوهو یه لبخند ریز داشت...
ـ بیا بشین لارا
یکی از مردا یکم اخم کرد...
ـ مگه ایشونم توی جلسه امروز حضور دارن ، ارباب جوان؟
لارا من من کرد..
ـ اممم..من
سوهو حرفشو قطع کرد سریع
ـ بله ، حضور دارن هم اینجا هم پرونده مشکلیه؟
ـ خیر.
ـ پس ادامه میدیم.
ـ جئون ، این پرونده رو بخون و بررسیش کن ، همه چیز نرماله؟
لارا با دقت پرونده رو خوند...
ـ خب ، ارباب جوان ، اطلاعاتی که طرف مقابل از روش انتقال پولی که ما میدیم نرمال نیست ، این شماره حساب ها رو تقریبا فقط اعضای مهم خانواده کیم میدونن و شماره حساب های فرعی برای روابط هست اما ایشون به اصلی ها دسترسی داره و این یعنی یکی از داخل خودمون جاسوسه...
سوهو پوزخند ریزی زد..
ـ خوبه ، خیلی خب...
ما جاسوس رو پیدا میکنیم ، دیر یا زود ، از این به بعد پرونده ها قبل از اینکه به من تحویل داده شه خانم جئون باید چکشون کنه...
همه ریز تعظیمی کردن..
بعد از جلسه سوهو کنار پنجره وایساده بود...
ـ جئون ، همون اول که پیدات کردم یه دختر ۱۷ ساله بودی ، ظریف و دخترونه...اما بعد از کاری که کردید دیدی با همون ظرافت هم میشه قوی بود...
لارا لبخند کمرنگی زد...
ـ من فقط تلاش میکنم ارباب جوان
ادامه دارد...
Part : 15
لارا ویو
صبح از خواب بیدار شدم ، گوشیمو چک کردم از طرف ارباب سوهو مسیج داشتم.
"۸:۳۰ اتاق جلسه عمارت باش"
برام عجیب بود روز اول بهم گفته بود اجازه نداری بیای اینجا...
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
وارد اتاق که بودم همه با تعجب نگام میکردم اما سوهو یه لبخند ریز داشت...
ـ بیا بشین لارا
یکی از مردا یکم اخم کرد...
ـ مگه ایشونم توی جلسه امروز حضور دارن ، ارباب جوان؟
لارا من من کرد..
ـ اممم..من
سوهو حرفشو قطع کرد سریع
ـ بله ، حضور دارن هم اینجا هم پرونده مشکلیه؟
ـ خیر.
ـ پس ادامه میدیم.
ـ جئون ، این پرونده رو بخون و بررسیش کن ، همه چیز نرماله؟
لارا با دقت پرونده رو خوند...
ـ خب ، ارباب جوان ، اطلاعاتی که طرف مقابل از روش انتقال پولی که ما میدیم نرمال نیست ، این شماره حساب ها رو تقریبا فقط اعضای مهم خانواده کیم میدونن و شماره حساب های فرعی برای روابط هست اما ایشون به اصلی ها دسترسی داره و این یعنی یکی از داخل خودمون جاسوسه...
سوهو پوزخند ریزی زد..
ـ خوبه ، خیلی خب...
ما جاسوس رو پیدا میکنیم ، دیر یا زود ، از این به بعد پرونده ها قبل از اینکه به من تحویل داده شه خانم جئون باید چکشون کنه...
همه ریز تعظیمی کردن..
بعد از جلسه سوهو کنار پنجره وایساده بود...
ـ جئون ، همون اول که پیدات کردم یه دختر ۱۷ ساله بودی ، ظریف و دخترونه...اما بعد از کاری که کردید دیدی با همون ظرافت هم میشه قوی بود...
لارا لبخند کمرنگی زد...
ـ من فقط تلاش میکنم ارباب جوان
ادامه دارد...
- ۴۷۵
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط