o ostorhe:
o ostorhe:
متنی قابل تامل ....حتما بخوانید
دستورالعمل معنوی قران در زندگی :
«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوامِمَّا تُحِبُّونَ»
به پاکی و کمال نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید .
یعنی از آنچه دوست داریم نه از آنچه که از چشممان افتاده است .
از آنچه به جانمان چسبیده است . آن را برداریم و انفاق کنیم و به دیگری بدهیم . در این صورت است که می توانیم به کمال برسیم .
بیشتر بخشش های ما چیزهای زائد است . فرضا لباسی را که نمی خواهیم به این و آن می دهیم .
نه ... اینها کسی را به کمال نمیرساند .
کمال وقتی است که ما جرات بخشیدن داشته باشیم .
بتوانیم آنچه را که به تمام جانمان چسبیده ، از خودمان جدا کنیم و در اختیار دیگری بگذاریم. از اینجا در واقع پای " دیگری " به اخلاق و زندگی معنوی(مکارم اخلاق و قلب سلیم) وارد میشود .
پاره ای از فیلسوفان جدید می گویند اخلاق جز منظور کردن " دیگری " معنایی ندارد .
دست کم این بخش عظیمی از اخلاق است که پای " دیگری " به هر نحوی به میان آید . غمخوار دیگری باشیم نه فقط غمخوار خودمان . به دیگری برسیم؛ نه فقط به خودمان . به دیگری ببخشیم نه این که همه چیز را بطرف خودمان بکشیم .
دیگری باید یک پای ثابت زندگی ما باشد .
حتی دیگری که گاهی دشمن ما است . گاهی بدخواه ما است .
به دوست رسیدن و بخشیدن چندان هنر نیست . برای این که دوست آدمی به وجهی خود آدمی است . کسی که دوست ما است به تعبیری خود ما است .
به قول سعدی :
شنیدم که مردان راه خدا
دل دشمنان هم نکردند تنگ
ترا کی میسر شود این مقام
که با دوستانت خلافست و جنگ
می گوید تو با دوستان خودت هم دعوا داری و چشم دیدنشان را نداری، دشمن ها که هیچ .
دیگری را که حتی از او بدمان می آید ، به زندگی خود بیاوریم و به او انفاق کنیم از آنچه خیلی دوستش داریم .
هر کسی چیزی دارد . ... اما از آنچه دوستش داریم . آنچه دوستش داریم برای افرادمختلف متفاوت است.
برای یک کسی وقت اوست .
برای کس دیگری علم اوست .
برای یک کس دیگر مال اوست .
و........
باید به دیگران باران وار بباریم .
بر خشک و تر .
بر پاک و پلید .
این همان " بِرّ " است .
همان اخلاق قرآنی است که سرلوحه دستورات معنوی دینی است .
متنی قابل تامل ....حتما بخوانید
دستورالعمل معنوی قران در زندگی :
«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوامِمَّا تُحِبُّونَ»
به پاکی و کمال نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید .
یعنی از آنچه دوست داریم نه از آنچه که از چشممان افتاده است .
از آنچه به جانمان چسبیده است . آن را برداریم و انفاق کنیم و به دیگری بدهیم . در این صورت است که می توانیم به کمال برسیم .
بیشتر بخشش های ما چیزهای زائد است . فرضا لباسی را که نمی خواهیم به این و آن می دهیم .
نه ... اینها کسی را به کمال نمیرساند .
کمال وقتی است که ما جرات بخشیدن داشته باشیم .
بتوانیم آنچه را که به تمام جانمان چسبیده ، از خودمان جدا کنیم و در اختیار دیگری بگذاریم. از اینجا در واقع پای " دیگری " به اخلاق و زندگی معنوی(مکارم اخلاق و قلب سلیم) وارد میشود .
پاره ای از فیلسوفان جدید می گویند اخلاق جز منظور کردن " دیگری " معنایی ندارد .
دست کم این بخش عظیمی از اخلاق است که پای " دیگری " به هر نحوی به میان آید . غمخوار دیگری باشیم نه فقط غمخوار خودمان . به دیگری برسیم؛ نه فقط به خودمان . به دیگری ببخشیم نه این که همه چیز را بطرف خودمان بکشیم .
دیگری باید یک پای ثابت زندگی ما باشد .
حتی دیگری که گاهی دشمن ما است . گاهی بدخواه ما است .
به دوست رسیدن و بخشیدن چندان هنر نیست . برای این که دوست آدمی به وجهی خود آدمی است . کسی که دوست ما است به تعبیری خود ما است .
به قول سعدی :
شنیدم که مردان راه خدا
دل دشمنان هم نکردند تنگ
ترا کی میسر شود این مقام
که با دوستانت خلافست و جنگ
می گوید تو با دوستان خودت هم دعوا داری و چشم دیدنشان را نداری، دشمن ها که هیچ .
دیگری را که حتی از او بدمان می آید ، به زندگی خود بیاوریم و به او انفاق کنیم از آنچه خیلی دوستش داریم .
هر کسی چیزی دارد . ... اما از آنچه دوستش داریم . آنچه دوستش داریم برای افرادمختلف متفاوت است.
برای یک کسی وقت اوست .
برای کس دیگری علم اوست .
برای یک کس دیگر مال اوست .
و........
باید به دیگران باران وار بباریم .
بر خشک و تر .
بر پاک و پلید .
این همان " بِرّ " است .
همان اخلاق قرآنی است که سرلوحه دستورات معنوی دینی است .
- ۱.۹k
- ۲۶ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط