تو که دادی به باران خانهات را

تو که دادی به باران خانه‌ات را
به گلدان‌ها گل و پروانه‌ات را
سفر رفتی، چرا با خود نبردی
کبوترهای روی شانه‌ات را؟
دیدگاه ها (۱)

می‌بخشم . .چون قلبم با بخشیدن آرام میشود🌹 ولی فراموش نمی کنم...

مــن 💖 نـــبـــودنــت را تـاب مــی آورم !رفــتـنــت را، تـحم...

از بس که خدا عاشق نقاشی بود هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید ی...

یادمان باشد همه انرژی مان صرف بدست آوردن و جلب توجه یک دل نک...

تو مثل شبنم نشسته بر روی گل ها لطیف و مهربانی.تو را با ترنم ...

تک پارتی

این رمان تو اون یکی پیج جدیدم گذاشتم الان اینجا میزارم تک پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط