p

p1

فضا پر از نور های رنگی بود. صدای آهنگ تند توی بار پیچیده بود و بدن ها توی هم میلولیدن‌ و با ریتم آهنگ تکون میخوردن. جیمین،هانول و تهیونگ روی مبل L مانند نشسته بودند و مشروب هایی که گرفته بودن رو مزه مزه میکردن.
جیمین بی حوصله گفت:تهیونگا،پس کی قراره بریم اون بار جدیده که تازه باز شده؟
تهیونگ نوشیدنیش رو کامل سر کشید و همونطور که به دور و برش نگاه میکرد گفت:بزار از بابام پول بگیرم. میریم. یکم صبر کن
هانول که تا اون لحظه ساکت بود گفت:نظرتون چیه بریم خونه من؟خانوادم یک هفته خونه نیستن
جیمین سریع صاف روی مبل وایستاد و چشمام برق شیطنت زد و گفت:پس من به مینگی میگم بیاد
تهیونگ چشمی چرخوند و گفت:مینگی مینگی مینگی. جیمین چندبار بگم؟اون تورو بخاطر خودت دوست نداره.
هانول آروم به جیمین گفت:هی پسر. چرا انقد بهش بها میدی؟خودت میدونی اون با چند نفر بخاطر پول تو رابطس.
جیمین آروم سرشو پایین انداخت و گفت:خب...من دوستش دارم. اون تنها آلفایی بود که بهم نگاه کرد
تهیونگ چشماش گشاد شد و گفت:چی؟جیمین چی بلغور میکنی. اون فقط بهت نگاه میکنه؟
جیمین گونه هاش سرخ شد و گفت:میدونم میدونم. فقط...من اونو دوست دارم.
یهو نگاه هانول سمت گوشه ی بار کشیده شد. پوزخندی زد و با طعنه به جیمین گفت:بیا اینم آلفایی که عاشقشی
جیمین و تهیونگ نگاهی به اونطرف انداختن. جیمین با دیدن اون صحنه چشماش اشکی شد و آروم آب دهنشو قورت داد.
تهیونگ با انزجار به مینگی که داشت یه دختر امگا رو میبوسید نگاه کرد و ادای بالا آوردن رو دراورد و گفت:عوق. حالم بهم خورد. چه آلفای هولیه
هانول آروم دستشو روی دست جیمین گذاشت و گفت:جیمینی. بیخیالش شو. اون فقط دنبال پولته.
جیمین اشکاشو پاک کرد و گفت:بیخیال،برام مهم نیست. دیگه نمیخوامش.
بعد با شیطنت گفت:چطوره بریم خوشگذرونی؟
تهیونگ و هانول نگاهی بهمدیگه کردن و خندیدن
تهیونگ گفت:این جیمین خودمونه
و چند دقیقه بعد این هانول،جیمین و تهیونگ بودن که با سرعت از دست صاحب بار فرار میکردن چون هرچی شیشه مشروب گرون بود رو انداخته بودن توی کوله پشتی و فرار کردن
وقتی صاحب بار اونا گم کرد،هر سه امگا با نفس نفس وایستادن و جیمین با خنده گفت:وای...الهه ی ماه. خیلی خوب بود.
هانول پس سری ارومی به جیمین زد و گفت:تو خیلی زود مودت عوض میشه.
تهیونگ یهو با حس بویی که باعث می‌شد حس آرامش بخشی بهش دست بده. آروم نگاهشو سمت الفایی چرخوند که با نگاه خیرش تقریبا قورتش داده بود. آلفا دست به‌سینه به ماشین BMW تکیه داده بود و سیگاری گوشه ی لبش بود و یکی از پاهاش رو به در ماشین تکیه داده بود.
گرگ درون تهیونگ زوزه ای کشید و خودشو به در و دیوار کوبید تا هرچی سریع تر سمت آلفاش بدوه.
آلفا نیشخندی زد و آروم زیر لب با صدای بمی گفت:بیا اینجا امگا
عجیب بود که با اون همه فاصله،تهیونگ اون جمله رو شنیده بود.
هانول و جیمین که متوجه ی سکوت تهیونگ شده بودن نگاهی بهش انداختن. نگاه تهیونگ رو دنبال کردن و با دیدن اون آلفا خشکشون زد
جیمین با دهن باز گفت:الهه ی ماه...چقد جذابه
هانول هم که دست کمی از جیمین نداشت گفت:دوست دارم همینجا پاهامو براش باز کنم
جیمین پوکر سمتش برگشت و پس گردنی به هانول زد و گفت:هیونگ. ازت انتظار همچین حرفی رو نداشتم
هانول سریع گفت:یااااا،من که چیزی نگفتم.
تهیونگ آروم سمت اون دوتا برگشت و گفت:بهتره بریم
*صبح روز بعد*

شرط پارت ۲
۱۰ تا لایک
۵ کامنت
امیدوارم دوستش داشته باشید
♤سپیده♤
دیدگاه ها (۳)

ماشین جونگکوک

p2هر سه امگا روی مبل نشسته بودن و حرف میزدن.هانول گفت:بنظرم ...

مین مینجیخواهر یونگیسن:۲۸رایحه:لیمونوع:آلفای خون خالص اخلاق:...

سئو هانولرفیق تهیونگ و جیمینهمیشه گند کاری هاشونو جمع میکنهس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط