ات ویو

ات ویو
رفتم تو اتاق خودمو پرت کردمم رو تخت
متکارو گرفتم جلو دهنم و جیغغغغ زدم
ات: دختره احمقققققق ریدیییییی
الان چطوری تو روش نگا کنم
اجوما: هغی بدو بیا پایین کار داریم
ات: باشه
لباسمو پوشیدمو رفتم پاییین
که اربابم پایین نشسته بود تا منو دید سری دویدو سمت در که باز بود که ب ینفر خوردم
ات: اخخخ
ته: سلاام باز چیکار مردی که داری فرار میکنی😂
ات: هیشش ساکتت
دستشو کرفتمو بردم یجا که کسی نبود
ته: چیشده😂😂😂
ات: خب خجالت میکشم تو روش نگا کنم
ته : چرا
ات: خب اشتباهی لبمون ب هم خوردو تقصیر منههههه
ته: چی بخاطر اینن اشکال نداره
ان: داره برا من داره
ته: ات میگم
ات: هوم؟
ته : من ازت..
کوک: خدمتکار من با رفیقم تو یجا خلوت چی دارن بگن
ته: اومد یوی برام تعریف کنه
کوک: لازم نمرده
دست اتو کشید سمت خودش
تع: ن بزار بگه
تهیونگ اون یکی دستو کشید سمت خودش
کوک: نمیخاد
کشید سمت خودش
ته: بزا بگه
کشید سمت خودش
کوک: نمیخاد
کشید سمت خودش
ته: بزا بگه
کشید سمت خودش
ات: بسههههه
_______
خب دوستان نظرتون راجب خواب چیه؟
دیدگاه ها (۱۲)

ویو ات داشتم میرفتن رو مخم که داد زدم ات: بسههه ات: من برم ی...

ات ویو چی منظورش چیهات: .چ.چ.چیکوک: خودت کفتی داستان امشبمون...

ویو ات با صدای بسته شدن در بیدار شدم رو تخت نشستم و ب بدنم ...

کوک ویو انقدر این چند وقت ات رو مخم بود که واقعا امشب داقون ...

p5

دکتر میره کوک ات رو بغل میکنه و کنارش دراز میکشه ات: بیدار ش...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ¹ کوک  : سلام جوجه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط