- دست دوستم یه گوشی آی فون دیدم حسودیم شد. اومدم خونه به

- دست دوستم یه گوشی آی فون دیدم حسودیم شد. اومدم خونه به مامانم گفتم به من یه اپل می خوام! مامانم یه لبخند مرموزی زد، شب که بابام اومد دیدم دستش یه پلاستیک سیبه! مامانم گفت تو فکر کردی من و بابات انگلیسی بلد نیستیم؟
- اگر مخفی کردن سیب زمینی سرخ کرده تو فر اجاق گاز رو نادیده بگیریم آره میشه گفت رفیق بی کلک مادر!
- امسال یه وظیفه خطیر به من محول شده بود
اونم این بود که هر بچه ای که به بابام گفت عمو عیدی بده، من واس بقیه رو پرت می کردم تا بابام یه پس گردنی بهش بزنه!
در این حد بی اعصابیم امسال
- یه گروهی هستن بعد از امتحان دور هم جمع می شن جوابا رو چک می کنن و با هم بحث می کنن و به کتاب رجوع می کنن و اینا ...
فقط یه نصیحت: بهشون نزدیک نشید که همه جوابای درستتون غلط می شه!
دیکشنری مامان من:
این آشغالا که می ذاری تو گوش = هدست.
این آشغاله شب و روز دستته = موبایلم.
این آشغالا که همش سرت توشه = لپ تاپم.
این آشغالا که می خوری = قره قروت.
این آشغال دونی = اتاقم!
- اومدم خونه می خواستم لباسامو عوض کنم دیدم شلوارم خیسه
به داداشم میگم آب ریخته روی شلوار من؟ میگه نه پارچ آب ریخت روی زمین با شلوار تو خشک کردم
- آقا من سه جلسه رفتم کلاس پیانو، جلسه ای 40 تومن هم پول دادم ولی تنها چیزی که یاد گرفتم این بود که «قوز نکن»
دیدگاه ها (۶)

دختر : من امروز عمل باز قلب دارم پسر : می دانم ! دختر : دوست...

پسرا از لباسهای تنگ دختراایرادمیگرفتن الان خودشون بدترشومیپو...

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دس...

با زن فرزانه و شرمگین عروسی کن و او را دوست بدار وخود برای ...

P⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

نام نام/اوسی شیطان کش/خوابم میاد

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P5کلید رو تو در ا...

خونسرترا همونایین که بیشتر سختی زندگی رو چشیدن؛پس خنجر آب دی...

Destiny part 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط