*خدایا* چه کرد روزگارت بامن،که دیگرگریه ام آرام نمیکند مر

*خدایا* چه کرد روزگارت بامن،که دیگرگریه ام آرام نمیکند مرا...؟
دیدگاه ها (۱)

*چشم هایم خشک شدند*ومن نمیدانستم،تاریخ انقضاشان ،فقط چندماه ...

پشیمان شده ام وحسرت میخورم.که ای کاش به جای عکس هایت،خودم را...

میدانی برای گذراز دوستت دارم به دوستت داشتم،چه زجری باید بکش...

زیادطول نمی کشد تا بفهمی ورودبه هر رابطه ای،نمی تواند تنهایی...

دیگر آمدنت مرا زنده نمیکند ، بمان همان جا که مرا برایش ترک ک...

هر آنچه مقدر است خواهد آمد آرام بمان که اضطراب هیچ سرنوشتی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط