دل نمی بندی ولی دل راچه آسان میبری

دل نمی بندی ولی دل راچه آسان میبری
تیرمژگان میزنی ازدیده وجان میبری

ازمیان دفتر گلهای شعر باغ عشق
عاشقی راپشت چشمانت گروگان میبری

درسکوتی عاشقانه زیرچین زلف خود
چهره ازچشم من بیچاره پنهان میبری

ای که برگیسوی تودل بسته ام بامن بگو
ازکنارمن چراگیسوپریشان میبری

تاج سوسن سرنهاده باحریری ازنسیم
دست نسرین راگرفته زیرباران میبری

پا به پایت آمدم ای هم سفرآیامرا
باخودت تاانتهای خط پایان میبری
دیدگاه ها (۲)

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کامخواهم که جاودانه بنالم به ...

دلـم گرفتـــہ...نم نم بــارانجرعــہ اے اشــڪو قدرے ســڪـوت ...

دل من مست دلت بود،تو بد فهمیدیعاشق حرف دلت بود، تو بد فهمیدی...

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم توحس لذت آور شهناز دارد چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط