به دیدارم بیا هر شب

به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
دلم تنگ است 

بیا ای روشن، ای روشن‌تر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی‌ها
دلم تنگ است

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده‌ام با این پرستوها و ماهی‌ها

به دیدارم بیا، ای همگناه، ای مهربان با من
که اینان زود می‌پوشند رو در خواب‌های بی گناهی‌ها
و من می‌مانم و بیداد بی خوابی
دیدگاه ها (۱)

من با تو نگویم که تو پروانه من باشچون شمع بیا روشنی خانه من ...

ﮐﻢ ﺑﮑﻦ ﺑﺎ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯿﻬﺎ ﻣﺮﺍ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺗﺮ ﺗﺎ ﻧﮕﺮﺩﺩ ﺷﻌﺮ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ ...

بس که دل از دوریت غمگین و تنها مانده است از تو تصویری فقط ...

منتظر بودم بیایی، آمدی، من نیستمبی تو در هرحال، جز در حال رف...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟔جیمین:حالا چرا لبت ورم کردهپسر همونطور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط