unexpected love🤎☕️

unexpected love🤎☕️
عشق غیره منتظره🤎☕️
انچه گذشت
برای اینکه مثل ادم بشم رفتم دوش بگیرم توی حموم بهترین جا برای فکر کردنه خیلی به موضوع ازدواجم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که .....
part⁴
ات ویو
راه فراری ندارم باید ازدواج کنم شاید اون طرف هم ادم خوبی بود و حتی شاید عاشق هم شدیم مثل تو فیلم ها نمیدونم
اومدم بیرون موهام رو خشک کردم رفتم بیرون برای ناهار بعد از ناهار دوباره اومدم تو اتاقم بابام گفته بود ساعت ۶ میان الان ساعت ۲ بود پس یه کوچولو میخوابم ساعتم رو برای ۴ زنگ گذاشتم
بیدار شدم چون صبح حموم بودم نیاز به حموم نداشتم فقط گردن به پایینم رو اب زدم اومدم بیرون موهام رو حالت دار کردن ارایش کردم و لباسم رو پوشیدم که پدرم صدام کرد رفتم پایین که بابام کفت:
بابا: ات تو برو درو باز کن
+ این هزار خدمتکار چرا من ؟
بابا: همین که گفتم بدو
+هوف باشه
رفتم درو باز کردم با چیزی که دیدم خشکم شد
میدونم کمه ولی تو پارت بعد جبران میکنم
دوستان ازتون خواهش میکنم لایک کنید و کامنت بزارید چون با کامنت و لایک ها تون بهم انرژی میدین
دیدگاه ها (۲)

فیک تهیونگ

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

رمان آیدل پارت ۲ ویو ات امروز دیگه میخوام از مامان و بابام ا...

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:6 ا/ت:باش رفتم نشستم غذا خوردم پیششون...

فیک تهیونگ مافیایی

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط