محاکمه ام که می کنی، یادت بیاید که

محاکمه ام که می کنی، یادت بیاید که
این مرد از تقدیر نا امید بود که
به انحنای برآمدۀ تنت دست درازی نکرد تا اگر
به نام آغوش دیگری سند خوردی،
به جرم ِ انگشت نگاریِ دست های من
حکم به مجرمیت آغوشت ندهد..
دیدگاه ها (۱)

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

دو تا گرگینه ی آلفا که عاشق یک دو رگه گربه شدن ؟!.دست های مر...

اسبم ب آرامی قدم برمیداشت و من ب دنبال صدا بودم.هرچه بخانه ن...

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نکن...

#بانو از خودت دست نکشخودت چتر باشخودت ابر باشخودت بارانشک نک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط