امروز تو کوچه داشتم درمون رو رنگ میزدم دختره داشت رد میشد

امروز تو کوچه داشتم درمون رو رنگ میزدم دختره داشت رد میشد بعد برگشته میگه انقدبوی رنگو دوس دارم!!!!" خب خواهر من چرا حرفتو رک نمیگی آخه کی از بوی رنگ خوشش میاد آخه !!!!!!
دیدگاه ها (۳)

تو خارج دخترا تو ۱۴ سالگی حامله میشن ، اونوقت اینحا دختر ۲۰ ...

یه خاطره !اول اینکه یه سری توضیحات خونده بودم راجب اینک آره ...

ینی آواره تر از مردم جنک زده فلسطین ، من بدبختم که برا کذاشت...

فانتزی من اینه:به طرف بگم جدا شیم بعد محکم بزنه تودهنم و بگه...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

Part 15جیهوپ:آره آره کوک راست میگه... من... من میدونم نونا ک...

اینم یکی از اوسیام ✨(به روم نیارین ریدم) خب خب اسمش آسوکا ها...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

🩻؛ مانی شمر رو دارین؟ آقا میخوام بیوگرافی کاملللللل بدمخب من...

وقتی بدون اجازه اش میری بار

پارت معرفی. نکته : این داستان هیچ شباهتی به واقیت ندارد و. فقط تخیلات نویسنده هست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط