معشوقه دشمن

معشوقه دشمن
فصل دوم
P⁷⁹
ـــ‌هیونا‌ـــ
دوتا از مبل هارو با کمک نامجون درست کردیم و به اصرار من قرار شد اینجا بمونه چون تا دو ساعت دیگه هوا روشن میشد
مبلی که روش خوابیده بودم دو نفره بود و به معنای واقعی مچاله شده بودم تا بتونم حداقل دو ساعت بخوابم
..‌.
°ظهر شد پاشو دیگع!
با صدای نسبتا بلند نامجون بلند شدم.روی مبل نشسته بود و موهاش به هم ریخته بود.به گوشیش ور میرفت
+ها؟
°ساعت یازده عه
+اووو برو بابا من تا سه میخوابم!
°تو تا سه میخوابی که بخواب اما من گشنمه
+نچ
با سنگینی پلک ها و بدنم مبارزه کردم و به سختی بلند شدم
+کاراتو کن بریم
°کجا؟
+مگه گشنت نبود؟بریم یه چیزی بخوریم
بعد از اینکه کارامونو کردیم به سمت پارکینگ خونه راهی شدیم.کلا توی این محوطه بزرگ سرباز،سه تا ماشین بود که هر کدومشون مال واحد های اینجا بودن
توی بخش من،روی یه ماشین یه پارچه طوسی رنگ کشیده شده بود
+ماشین قشنگم دلم برات تنگ شده بووووود
سمت دویدم و تا پارچه رو برداشتم،با یه ماشین مشکی دیگه مواجه شدم
با چهره بهت زده اول به ماشین پ بعد به نامجون نگاه کردم
+این چیه؟
°مبارکهههه
+چی مبارکه
°ماشینت دیگه باهوش
+این مال منه؟
°اره دیگه
ماشین مشکی و بزرگ و خیلییییی تو دل برو ای بود.عشق تو نگاه اولو تجربه کردم
+برگاااممممممم.... ولی چرا ماشینمو عوض کردین
°شناسایی نشی خب
+چرا خب فقط پلاک ماشینمو عوض نکردین؟
°اونا رو اسکل فرض کردی؟مدل ماشینتو میدونن ادمم که یه اندازه کافی همه‌جا دارن.میگردن همون مدل ماشین که به تازگی پلاک عوض کردنو پیدا میکنن میرسن به تو...بعدشم مگه بده؟
+نخیر...من که راضیم
سمت راننده نشستم.سویچ تو ماشین بود پس فقط استارت زدم
نامجونم سوار شد و کمر بند هامونو بستیم.دنده رو تنظیم کردم و پامو رو گاز فشار دادم...
....
ـــ‌کوک‌ـــ
انگشتام لای موهای به هم ریخته‌م بودن.مشت شده و محکم
-داری میگی حتی نتونستی ردشو بزنی؟(عصبی)
∆هی جونگ‌کوک.... به این فکر کردی دهنمون سرویس شده؟پلیسه ها
عصبانی بودم،خیلی زیاد و داشتم سر بچه ها خالیش میکردم.از دیشبم نخوابیده بودم و چشمام درد خفیفی داشتن
از صندلی پشت میز بلند شدم و دست مشت شده‌م رو روی میز کوبیدم
-یجور حرف میزنی انگار خودم نمیدونم...بیشتر تلاش کنین.باید پیداش کنیم
دیدگاه ها (۴)

معشوقه دشمنفصل دوم P⁸⁰بیست و هشتم اوریل/سئولـــ‌هیونا‌ـــگوش...

معشوقه دشمنفصل دوم P⁸¹ـــ‌هیونا‌ـــ+بابا خب....چرا چمدون اوو...

معشوقه دشمنفصل دوم P⁷⁸ـــ‌هیونا‌ـــبا نامجون رفتیم بالا.هیچک...

P5

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶ویو: اتدیشب تا سرم رو روی بالش گذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط