قسمتی از رمان :

قسمتی از رمان :
درنیمه باز شرکت راهل دادم ورفتم تو،نگاهم افتادبه محرابی که بایک لبخندگل و گشادچشم دوخته بود توی چشام:
--به به خانم آراسته!می بینم که امروز آراسته نیستی..
چشاموتنگ کردم وخواستم چیزی بگم که دیدم حق با اونه!من تنها چیزی که نیستم الان همین آراسته است




http://dl.mahtik.ir/parisa/93/Tarakom.tanhayi/Tarakom.tanhayi-www.mahtik.ir.apk
دیدگاه ها (۱)

زویا

وایییی🤣🤣معلومه که چان پیرتره، پیرمرد👍🏻🤣𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭.𖥔 ݁ ˖🩷✦با لا...

♦️‌تویی که فکر می‌کنی ایران هیچ پیشرفتی نکرده، ایرانِ ما دوم...

دلیل افت بیشتر دانش اموزااستفادع از مربیان بی کیفیت هست

♦️‌پایان اعتراضات ضد نتانیاهو با نماز در میدان تایمز نیویورک...

روحت شاد سید مقاومت ♦️‌تصاویری از محل شهادت شهید مقاومت سید ...

♦️‌محاصره هوایی ایران بی‌جواب میمونه؟🔹‌تحریم ایرلاین های ایر...

🔻سخنگوی نیروهای مسلح یمن: با ضربات موشکی و پهپادی به تجاوزات...

🎥 رضا پهلوی زیر آتش انتقاد اپوزیسیون🔹ژاله وفا، فعال سیاسی اپ...

🎥‌ این شما و این تصاویری از جنایت‌های اخلاقی ترین ارتش دنیا....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط