به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم

#حافظ 
دیدگاه ها (۶)

دریا اگر سر می زند بر سنگ حق داردتنها دوای درد عاشق ناشکیبای...

ﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﻮﺩﻧﯽ ﻫﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻦ ﺑﺎﺵﮐﻪ ﺑﻪ ﻏﯿﺮ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻟﻢ...

شانه کمتر زن که ترسم بشکند آن تار زلفتار زلف توست اما رشته ی...

چشمی به تخت و بخت ندارم مرا بس است یک صندلی برای نشستن، کنار...

هزار درد فرستادیم به جان

اگر یادت کنم درد ام شود زوربیافراموش ات کنم چشم ام شود کوربی...

کمر درد داری؟درد مفاصل امونت رو بردیده؟تمام روش ها رو امتحان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط