حکم دل کردم ولیکن اول بازی برید

#حکم #دل کردم ... ولیکن اول بازی برید
دل بدستش داده بودم پس چرا دل میبرید !؟!

نوبتی دیگر گذشت و نوبت من باز شد
شک و تردید صدور حکم هم آغاز شد

چشم در چشم حریف ودیگری بر دست یار
بر زمین انداختم سرباز دل را بیقرار
دیدگاه ها (۲)

چه زیبا میشد این دنیا اگر شاه و گدا کم بود ...

یک لحظه چشم دوخت به فنجان خالی امآرام و سرد گفت : که در طالع...

باید امشب لب من با لب تو جور شودتاخدانیز به فکر افتد و مجبور...

مدتهاست جستجوگر " آدم " هستم . . . ...

عاشق یه خلافکار شدم پار ۳۰ (آخر)تهیونگ : من باز میکنمدرو باز...

پارت 37

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط