Forced Marriage

Forced Marriage
Part 57

صبح روز بعد

همه چیز عادی به نظر می‌رسید

ولی هیچ چیز عادی نبود

آماده شدم و از اتاق بیرون اومدم

تهیونگ هم آماده بود

چند ثانیه فقط همدیگه رو نگاه کردیم

ـ بریم؟

+آره

توی ماشین هیچکدوم حرف نزدیم

همون مسیری که چند ماه پیش با اجبار شروع شده بود

حالا داشت به آخرش می‌رسید

وقتی رسیدیم

وارد دفتر شدیم

برگه‌ها روی میز بود

همون برگه‌هایی که قرار بود همه چیز رو تموم کنه

وکیل شروع به توضیح دادن کرد

ولی من تقریباً هیچ چیزی نمی‌شنیدم

فقط به امضای آخر روی کاغذ نگاه می‌کردم

تهیونگ خودکار رو برداشت

چند ثانیه مکث کرد

و بعد گذاشتش روی میز

با تعجب نگاهش کردم

+تهیونگ؟

نگاهش هنوز روی برگه‌ها بود

ـ جنا

لحنش فرق داشت

ـ قبل از اینکه اینو امضا کنیم

ـ باید یه چیزی بگم

ساکت شدم

چند ثانیه طول کشید تا دوباره حرف بزنه

ـ من اولش فکر می‌کردم این فقط یه قرارداده

ـ یه چیزی که باید تموم بشه

نگاهش سمت من اومد

ـ ولی توی این مدت...

مکث کرد

ـ همه چیز عوض شد

قلبم تندتر زد

چون برای اولین بار

تهیونگ داشت چیزی رو که همیشه پنهان می‌کرد

به زبون می‌آورد


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۲)

Forced MarriagePart 56روز بعدیونا رو جلوی یه کافه دیدمهمین ک...

فالوشه @wiwish.a

Forced MarriagePart 54دو هفته گذشته بودفقط دو هفته مونده بود...

Forced MarriagePart 53یک ماه گذشته بودفقط یک ماه دیگه مونده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط