یک شهر غریب ...

یک شهر غریب ...
من و یک کافه ، قهوه ای تلخ و پکی از سیگار
من و یک خیابان ، نم باران و دست های یخ زده
من و یک خاطره ، یک رنج و یک درد
من و خیالت ، تنهای تنها در این شهر ...
دیدگاه ها (۱)

تعطیلات سال تحصیلی95_96

مادر «علی مشهدی» کمدین معروف «خندوانه» درگذشت.

"دورهمی" تا پنجشنبه پخش نخواهد شدقسمت بعدی برنامه"دورهمی" پن...

من همیشه قدم زدن زیر باران را دوست دارم،چرا که هیچ کس اشک ها...

نه اینکه گفته اند تنها همانی آرامت می کند که دلت را آتش زده....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط