دوباره دیدمش دلم کم برایش سوخت انگار دلش را کس
دوبارهـ دیدمشـ ، دلمـ کمے برایشـ سوختـ ، انگار دلشـ را کسے شـکسته بود ...
خط هاـے روـے صورتشـ گذر عمرشـ را نشان مےدادند و هیچـ ...
امـّا کسے جز من سواد خواندن نگاهشـ را نداشتـ
کاشـ مےتوانستمـ کمکشـ کنمـ...
ولے باید او را تنها مےگذاشتمـ تا با دردهاـے خود آرامـ بگیرد
براـے همین آیینه را شکستـــــمــــ
خط هاـے روـے صورتشـ گذر عمرشـ را نشان مےدادند و هیچـ ...
امـّا کسے جز من سواد خواندن نگاهشـ را نداشتـ
کاشـ مےتوانستمـ کمکشـ کنمـ...
ولے باید او را تنها مےگذاشتمـ تا با دردهاـے خود آرامـ بگیرد
براـے همین آیینه را شکستـــــمــــ
- ۷۷۴
- ۲۷ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط