چشم ناز چون غزالت

چشم ناز چون غزالت
برق مهتاب شب است

نابسامانم ، تو هستی
علت سامان من

با نگاهت عالمی را
میکنی مست وخراب


قصه ی عشقت شده
افسانه ی دوران من
دیدگاه ها (۳)

تـــ❣ ـــو تعریف های "مختلفی" دارد "امــــا" ...برای...

می‌شود با یکی چای بخوریبا یکی سفر برویبا یکی عکس بگیری، راه ...

ای لبت باده فروش و دل من باده پرستجانم از جام می عشق تو دیوا...

گفته بودی دستهایم از خودم تنهاترنددستهایم مال آن تنهاترین دس...

از عشق تو بیزارم

مست چشمانت شدم ، میخانه ها را بی خیالتا دلم خالیست ، مهمان خ...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط