همه خفتند

همه خُفتند
و من دِلشده را خواب نَبرد

همه شب دیده ی
من بر فَلک اِستاره شِمُرد


خوابم از دیده چنان رفت
که هرگز ناید

خوابِ من زَهرِ فِراق
تو بنوشید و بِمُرد...



#مولانا
شبتون عاشقانه
#fatemeh
دیدگاه ها (۱)

شبها...قبلِ خوابهیچ عشقی رااز روی گوشیِ تلفن نبوسبوسه ای کهص...

چه زجری میکشدزنی کههر لحظهاز خاطره ایبه خاطره ی دیگرپرت میشو...

امشب بـه ســرم هوای یــارم زده است بـر دیده هـوس، روی نگارم ...

سکــــــــــوت کردم که غــــــــــــــرورم نشکند غرورم نشکست...

رمان از یخ تا آتش

همگی رفتن و سوار قطار شدن ولی رون و هری نه.زمان دسترسی به سک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط