🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃

🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃





#تنهایی‌ام را به دستِ هر کسی دادم، عمیق‌ترش کرد؛
و اگر راستش را بخواهی، آنقدر پشت دستم را #داغ گذاشته‌ام
که دیگر جای هیچ #زخم تازه‌ای نیست.
دست‌هایم #گورستان کوچکی شده‌اند
که هزار اشتباه بزرگ را داخلش #دفن کرده‌ام.
من هم که از مدت‌ها پیش #مُرده بودم…
اینجا جمعِ «#أموات»، جمع است...✍️📸

.
#علی‌کشاورز



#عشقولوژی


#نگاشــــــته‌شده‌در: ۱۴۰۴/۰۵/۱۷

۱۶:۳۸⏰️


💌👒 ⌈ #مستاجرِخدا
.
دیدگاه ها (۰)

🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃به #روزمرگی دچار شده ایم به دلهره های مدام ...

🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃من #زنی دیوانه ام،هرشب در بالکن خانه ام  #م...

🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃اگر من باعث این #غیبت‌طولانی ات هستمبگو تا ...

🍃🧡#تابستان_دلبر🧡🍃#دلم‌روشن‌است می آیی... #هوا دوباره خوب می...

«نگاه ممنوعه »**Part 5 — Too Close to Stop** صبح روز بعد، از...

«فصل۲ The magic of lov »part ۹۰با تمام وجود تمرکز کردم و سع...

«نگاه ممنوعه»**Part 4 — The Line We Shouldn't Cross** درِ ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط