چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم

چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کرد

#شهریار
دیدگاه ها (۱)

نه باک از دشمنان باشد، نه بیم از آسمان ما راخداوندا، نگه دار...

و من می‌رفتممی‌رفتم تا در پایانِ خودم فرو افتم...!

یکی از غم انگیزترین اتفاقهای زندگیت بدون شک میتونهبی اعتماد ...

my black rose(رز سیاہ من )کہ یھو پام لیز خورد و بسر خوردم و ...

موضوع:برادر ناتنی من پارت ۸( اسمات هست دوست نداری نخون )ویو ...

مهمونی پارت ۱۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط