به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز

فرو ریخت پرها نکردیم پرواز

ببخشای ای روشن عشق بر ما ببخشای

ببخشای اگر صبح را ما به مهمانی کوچه دعوت نکردیم

ببخشای اگر روی پیراهن ما نشان عبور سحر نیست

ببخشای ما را اگر از حضور فلق روی فرق صنوبر خبر نیست

نسیمی گیاه سحرگاه را در کمندی فکنده است و تا دشت بیداریش می کشاند

و ما کمتر از آن نسیمیم

در آنسوی دیوار بیمیم

ببخشای ای روشن عشق....بر ما ببخشای

بپایان رسیدیم اما ...نکردیم آغاز

فرو ریخت پرها ....نکردیم پرواز
دیدگاه ها (۱)

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز فرو ریخت پرها نکردیم پرواز ب...

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز فرو ریخت پرها نکردیم پرواز ب...

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغاز فرو ریخت پرها نکردیم پرواز...

به پایان رسیدیم اما نکردیم آغازفرو ریخت پرها نکردیم پروازببخ...

‌به پایان رسیدیم اما نکردیم آغازفرو ریخت پرها نکردیم پروازبب...

به پایان رسیدیمامانکردیم آغازفرو ریخت پرهانکردیم پروازببخشای...

به پايان رسيديماما، نکرديم آغازفرو ريخت پرهانکرديم پروازببخش...

به پایان رسیدیم، اما نکردیم آغاز فرو ریخت پرها، نکردیم پروا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط