می‌گفت عشق مثل‌یڪ بیماری می‌مونه

می‌گفت عشق مثل‌یڪ بیماری می‌مونه
ڪه تو هر آدمی یڪ جور بروز
می‌ڪنه یڪی بدبین میشه یڪی مهربون یه سری هم "از ترس واگیردار بودن"رها می ڪنند و میرن...!
دیدگاه ها (۱)

و چشمان توترجمه تمام شعرهای عاشقانه ی جهان است ...

شعر ها را که نمی نویسند همیشه !گاهی می بینندمثل چشم هایتگاه...

زن را باید آهسته نوشت با دل خسته نوشت با لب بسته نوشت گرم و ...

دل که میدهی، باید دل بگیری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط