هجدهم شدقلب من حتی تکانی هم نخورد

هجدهم شدقلب من حتی تکانی هم نخورد

چشم دارم بر شب قدرت علی جان رحمتی

یا عـــــــلی
دیدگاه ها (۷)

من جان نا قابلی دارم، جسم ناقصی دارم، و اندک ابروی هم دارم ک...

شب همان شب که جهانی نگران بود آن شبصحبت از جان پیمبر به میان...

«در این شبِ پرنور، دعای ما به یادِ کسانی که جان دادند تا ما ...

﷽#آقای‌من🥀کی شود از تو بیاید خبری آقا جان برسداین شب ما را س...

بزرگترین تاوان این بود که در مسیرِ عشق، خودم را گم کردم؛ و آ...

قالبی بی‌روح دارم می‌برمتا به خاک کوی او بسپارمشمی‌دهم جان ر...

نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم.نیاز دارم که آتش کوچکی...

گوناگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط