{عشق بی پایان}

{عشق بی پایان}
پارت:۲


اون...اون

همون پسریه که تو کتاب بود؟؟؟
پشمامممممم
یهو اخم کرد و با صدای جدی و بلندی گفت
_به چه حقی خسته شدی؟؟
+چ..چی؟
_یک حرف رو یک بار تکرار میکنم
و شروع کرد زدن دخترک
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
۳۰ مین بعد:
بدن دختر پر بود از کبودی و خون
+اییییییی
_بلند شو برو حموم
+نمی ....(بنده خدا بیهوش شد😂🤙)
جونگ کوک نیشخندی زد و رفت سمت دختر
و انداختش رو کولش
و بردش به اتاق خودش(اتاق جونگ کوک )

اروم لباس های ات رو در اورد.....(منحرف شید😂😝)
و بردش تو حموم و گزاشتش تو وان و شروع کرد
شستن بدنش

ویو ات:
اروم چشم هامو باز کرد یکی داشت بدنم رو لمس میکرد؟.
جیغ زدم
کوک تازه فهمید چی شد
یک حوله داد به ات
.
.
.
.
ات رفت بیرون یک کمد دید درش رو باز کرد
و یک هودی و شروار مشکی برداشت(اون زمان هودی نبود ولی بازم😂🦎)
پوشید
و داد زد و گفت
+..اقا بیاید بیرون
_اوک
کوک وقتی ات رو تو اون موقعیت دید
نمی تونست جلو خندش رو بگیره
و زد زیر خنده
_خخخخخخخخخخ
ات بغض کرد....
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.


____
اهممم
حمایت کمه ولی می خوام کلیییی پارت بزارم
پس پارت هارو برای دوست هاتون بفرستید تا حمایت شم ممنون بوسسس باییی
دیدگاه ها (۰)

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

چندپارتی جونگ کوک

چند پارتی درخواستی

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط