شده بہِ دَرُ دیوارِ اتاقتـ زُلـ بِزنیـ

شده بہِ دَرُ دیوارِ اتاقتـ زُلـ بِزنیـ
بعد یہ لحظہِ بہ خودتـ بیایـ بِبنیـ
دو ساعتـ گذشتهو بہ هیچـ چیزیـ فکر نمیکردیـ؟
فقط تمامـِ خاطراتتـ مثلہ یہ فیلمـ اومدُ
از جلو چشماتـ رَد شُد
حسـِ بدیہ نہ؟
دیدگاه ها (۳)

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: پنجلیون: میلن بهونه نیار...

تابستون رو دوست دارم اما دلم پاییزو میخواد با هوای بارونیش ب...

•●عـنـوان: ܩوریرتی وطܔ پرࡄت- 𝆏5●•_ویلیام جیمز موریارتی_هیچ‌ک...

پارت هشتمحدود ۲۰ مین بعد زنگ خونه به صدا در اومد جیمین رفت د...

پارت ۲۰عصر بود. رزا لباس‌هاش رو توی کمد مرتب می‌کرد که صدای ...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

the final act of love /چند پارتی

مافیای منپارت ۲فاصله‌اش رو حفظ کرد. چند قدم عقب‌تر ایستاد و ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p53صبح روز بعد...نینا از اتاق بیرون اومد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط