قلدر عاشق
☆قلدر عاشق☆
part:5
رفتیم تو کلاس که یهو جونگین رو دیدم
ویو ات:
واییی اصلا حوصلشو ندارم
×بهبه چه عجب بالاخره ات خانم تشریف اوردن(پوزخند)
_خفه ش...
ویو ات:
داشتم حرف میزدم که دستم رو گرفت برد پشت مدرسه(درود بر منحرفان گرامی👏🏻🫂)
×تو چرا انقد با اون پسر جدیده گرم گرفتی ؟ها؟
_به تو چه اصلا ها؟مگه واست مهمه تو که هر روز داری من رو از به دنیا اومدنم پشیمون میکنی ؟ها؟الان واست مهم شدم ؟دیگه تو زندگی من دخالت نکن فهمیدی؟(داد)
×دختره ی ....(مدیر اومد)
علامت مدیر :○
○هی اینجا چخبره ؟ات صدات رو بیار پایین(داد)
_خودت که داری داد میزنی!!(پوکر)
مدیره سیلی به ات زد
○دفعه ی آخرت باشه به چه جرعتی صدات رو واسم بلند میکنی؟؟
ویو جونگین:
همین جور داشتم به دعوای ات و مدیر نگا میکردم که یهو مدیر ات رو زد دیگه نتونستم تحمل کنم
×هی مرتیکه ی پلشت به چه جرعتی دست رو دختر مردم بلند میکنی؟ها؟دفعه آخرت باشهه(داد همراه حمله ور شدن سمت مدیر)
جونگین همین جور داشت مدیر رو میزد و ات هم هی ازش میخواست که تمومش کنه ولی کو گوش شنوا؟؟؟
جونگین دست برداشت و مدیر رو. با صورتی خونی تنها گذاشت
جونگین تو حیاط بود که ات با سرعت رف بیشش
_هی پسره ی احمق چطور اینکار رو کردی اگه فکر کنن من اینکار رو کردم چی ها؟ تو واسم آرزوی مرگ میکردی الان آدم خوبی شدی؟ بعدشم اگه فکر کردی ازت تشکر میکنم کور خوندی و نیازی به کمک تو نبود(داشت میرفت که جونگین دستش رو گرفت)
×ات بفهم لطفا انقد خنگ نباش من نمیتونستم ببینم دست روت بلند میکنه و هیچ کاری نکنم عههه بعدشم زیاد جوگیر نشو چون هیچ گوهی نیستی (آرام باش پسرم🗿🎀)درکل خودت رو بالا ندون چون با این کارت نه شوهر گیرت میاد نه آدمی خوبی به نظر میرسی بعدشم من میخواستم کمکت کنم که دیدم لیاقت کمک هم نداری(رفت)
جونگین رفت و ات رو با کلی فکر تنها گذاشت(جونگین چقد آدما رو تنها میزاره اون از مدیره با صورت خونی این از ات با فکر🙂😂)
بعد از مدرسه:
ویو ات :
دیگه از زندگی خسته شده بودم نمیتونستم ظاهرم رو حفظ کنم و خودم رو خوشحال جلوه بدم ولی من باید قوی باشم چون هان الان فقط منو داره و من هان رو اگه منم هان رو ترک کنم ممکنه آسیب ببینه یا افسردگی بگیره یا کاری دست خودش بده یا به خودش آسیب بزنه یا.....(و یا های دیگر تا خونه)
خونه :
ویو ات:
در خونه رو باز کردم که دیدم........
اگه غلط املایی داشتم ببخشید چون خیلی تند نوشتم و دستم به چیز رف چون یه بار نوشتم پاک شد دوباره واستون نوشتم واقعا خیلی بد بود دستم به چخ رف😭😔
part:5
رفتیم تو کلاس که یهو جونگین رو دیدم
ویو ات:
واییی اصلا حوصلشو ندارم
×بهبه چه عجب بالاخره ات خانم تشریف اوردن(پوزخند)
_خفه ش...
ویو ات:
داشتم حرف میزدم که دستم رو گرفت برد پشت مدرسه(درود بر منحرفان گرامی👏🏻🫂)
×تو چرا انقد با اون پسر جدیده گرم گرفتی ؟ها؟
_به تو چه اصلا ها؟مگه واست مهمه تو که هر روز داری من رو از به دنیا اومدنم پشیمون میکنی ؟ها؟الان واست مهم شدم ؟دیگه تو زندگی من دخالت نکن فهمیدی؟(داد)
×دختره ی ....(مدیر اومد)
علامت مدیر :○
○هی اینجا چخبره ؟ات صدات رو بیار پایین(داد)
_خودت که داری داد میزنی!!(پوکر)
مدیره سیلی به ات زد
○دفعه ی آخرت باشه به چه جرعتی صدات رو واسم بلند میکنی؟؟
ویو جونگین:
همین جور داشتم به دعوای ات و مدیر نگا میکردم که یهو مدیر ات رو زد دیگه نتونستم تحمل کنم
×هی مرتیکه ی پلشت به چه جرعتی دست رو دختر مردم بلند میکنی؟ها؟دفعه آخرت باشهه(داد همراه حمله ور شدن سمت مدیر)
جونگین همین جور داشت مدیر رو میزد و ات هم هی ازش میخواست که تمومش کنه ولی کو گوش شنوا؟؟؟
جونگین دست برداشت و مدیر رو. با صورتی خونی تنها گذاشت
جونگین تو حیاط بود که ات با سرعت رف بیشش
_هی پسره ی احمق چطور اینکار رو کردی اگه فکر کنن من اینکار رو کردم چی ها؟ تو واسم آرزوی مرگ میکردی الان آدم خوبی شدی؟ بعدشم اگه فکر کردی ازت تشکر میکنم کور خوندی و نیازی به کمک تو نبود(داشت میرفت که جونگین دستش رو گرفت)
×ات بفهم لطفا انقد خنگ نباش من نمیتونستم ببینم دست روت بلند میکنه و هیچ کاری نکنم عههه بعدشم زیاد جوگیر نشو چون هیچ گوهی نیستی (آرام باش پسرم🗿🎀)درکل خودت رو بالا ندون چون با این کارت نه شوهر گیرت میاد نه آدمی خوبی به نظر میرسی بعدشم من میخواستم کمکت کنم که دیدم لیاقت کمک هم نداری(رفت)
جونگین رفت و ات رو با کلی فکر تنها گذاشت(جونگین چقد آدما رو تنها میزاره اون از مدیره با صورت خونی این از ات با فکر🙂😂)
بعد از مدرسه:
ویو ات :
دیگه از زندگی خسته شده بودم نمیتونستم ظاهرم رو حفظ کنم و خودم رو خوشحال جلوه بدم ولی من باید قوی باشم چون هان الان فقط منو داره و من هان رو اگه منم هان رو ترک کنم ممکنه آسیب ببینه یا افسردگی بگیره یا کاری دست خودش بده یا به خودش آسیب بزنه یا.....(و یا های دیگر تا خونه)
خونه :
ویو ات:
در خونه رو باز کردم که دیدم........
اگه غلط املایی داشتم ببخشید چون خیلی تند نوشتم و دستم به چیز رف چون یه بار نوشتم پاک شد دوباره واستون نوشتم واقعا خیلی بد بود دستم به چخ رف😭😔
- ۱.۹k
- ۱۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط