Married compulsory

Married compulsory


پارت ۴


الان یک هفتس که ات توی خونه ی جیمین کار میکنه جیمین یه حسایی به ات پیدا کرده


+اجازه هست؟
_.....
+مگه با تو نیستم
_...‌.
+لال شدی؟
_نخیرم
+اومدم که یه چیزیو بهت بگم
_چیه؟
+ازین به بعد پرنسس صدات میکنم
_نه نمی خوام
+پرنسس
_گفتم نگوو
+میگمم....
_هوففف اومدی حرسم بدی؟
+مگه بده بگم پرنسس؟
_......نه
+خوب پس دیگه
_هیچی
+پرنسس این چندروز کارتو بیشتره
_من...نمی تونمم با همین کارهاهم خیلی خسته شدم
+عه میگفتی
_خوب اگه می گفتم برات مهم بود؟
+شاید کارهاتو کمتر می کردم
_الان که می دونی نمی خوایی کمتر کنی؟؟
+خوب بجای روزی دوساعت استراحت سه ساعت استراحت داری
_واقعااا
+ارهه
_باشه مرسسسیی
+خواهش
_(خمیازه میکشه)
+انگار خیلی خوابت میاد
_اره
+پس من میرم شب بخیر
_شب بخیر(جیمین میره)

ویو ات (ساعت دوازده شب)
جیمین رفتو منم یه ساعت پیش حموم بودم برای همین لازم نبود برم رفتم موهامو یه شونه زدمو یه لباس راحتی پوشیدمو رفتم رو تخت یکم با خودم فکر میکردم که گوشیم زنگ خورد شماره بود کی بود این وقت شب ترسیدم جواب بدم...‌ دیدم ول نمیکنه ولی جواب دادمم
مکالمه
+علو سلام شما
۰یکی از اشناهاتون
+خوب بله
۰می خواستم بگم که مادر بزرگتون فوت کرده
+باشه ممنون خدانگهدار
۰خدانگهدار
پایان مکالمه
ویو ات
هوففف ازین یکی هم راحت شدم و خیلی خوب بود که یه مزاحم دیگه هم مرده تو همین فکرا بودم که خوابم برد و سیاهی

ویو صبح

ویو جیمین

بیدار شدمو یه مسواک زدمو رفتم پایین دیدم هیشکی نیست هرروز میز صبحانه آماده بود ولی امروز نه حتما ات خانوم خواب مونده رفتم سمت اتاقشون درو زدم چند بار زدم کسی جواب نداد یعنی چقدر خوابش سنگینه...رفتم تو که با ات که رو تخت خوابه روبه رو شدمم وایی صورتش خیلی نازه ..‌ چی نه چی دارم میگم به خودت بیا پسرر
+اتت...اتت
_هوممم
+بیدارشو می دونی ساعته چنده چرا صبحونه آماده نکردی
_ساعت چنده؟
+ساعت یازدهه
_چییی
+بله...بلندشو ببینم ارباب گشنشه
_باشه برو الان میام
+زوود(میره)
ویوات
بلندشدم رفتم روتین و کارامو انجام دادم لباسمم عوض کردم رفتم پایین درحال صبحونه آماده کردن بودم کههه....
+کمک نمی خوایی
_نخیر
+مطمئنی
_اره
+باشه
چند دیقه بعد
_بیا بخور
+درحال خوردن... اومم چه خوشمزست
_لبخند میزنه (ات هم داره باهاش میخوره)
چند دیقه بعد
صبحونه تموم شدو ات ظرفارو شست رفت جارو برقی کشید بعدشم رفت دشک تخت هارو اتو زد بعد گرد گیری کرد بعدشم که کارهاش تموم شد رفت یه دوش گرفت موهاشو شونه زدو خشک کرد یه بلوز لش با یه شلوارک راحتی پوشیدو رفت پایین
ویو جیمین
شام خوردمو رفتم یه کارایی انجام دادمو رفتم پایین
ات هم تازه رفته بود پایین
_سلامم پرنسس
+سلام
_بیا یه فیلم ببینیم
+باشه
_خوب چیکار ببینم؟ترسناک خوبه؟
+اره اوکیه
_پس وایسا
به فیلم ترسناک میزارنو میبینن با خوراکی اینا
_واییییی
+چیشدد می‌ترسی اگه اره خاموشش کنمم
_نمی دونم
+بزار یکم بزنم جلو
_باشه
پایان فیلم
+خمیازه میکشه
_می خوایی بری بخوابی؟
+اوهوم
_منم همینطور
+پس من میرم بالا(میره بالا در اتاقشو میبنده جیمینم میره)
ویو ات
من همیشه وقتی فیلم ترسناک میبینم شب تا صبح خوابم نمیبره ولی این دفعه سعی کردم بخوابم ولی نمی شد تازه توحمم میزدم الانم مثله قبلا ......جیغغغغ
ویو جیمین
تو گوشی میچرخیدم که یه دفعه صدای جیغ اومد فهمیدم اته رفتم تو اتاقش که ببینم چشه
+چرا جیغ میرنی؟
_وایی جیمین
+چیشده
_میترسمم
+ازچی؟
_جن
+جن؟
_اره
+چرتو پرت نگو بگیر بخواب
_نمی تونم(گریهه)
+وا حالا چرا گریه می کنی
_خوب من وقتی فیلم ترسناک میبینم اینجوری میشم
+خوب چرا نگفتی
_می خواستم ببینم مثل قبلا میترسم یا نه که دیدم اره بدتراز قبل
+هوفف حالا چیکار کنم؟
_نمی دونمم
+بیا بریم پیش من بخواب
_,چیییی
+نترس بابا کاریت ندادم
_نه نمیام
+پس همینجا تا صبح عر بزن
_باشه باشه میامم
《میرن تو اتاق جیمینن ات میره رو زمین می خوابه》
+دیوونه ای بیا اینجا
_نه همینجا خوبه
+من حوصله ناز کشیدن ندارم اگه می خوایی بیا
ویو ات
می دونستم کمرم درد میگیره واسه همین رفتم


ادامه دارد......
دیدگاه ها (۳)

Married compulsoryپارت ۳....توی عمارت.....ویو اتچشامو باز کر...

واقعا ازتون انتظار نداشتم نمی دونم دلیل گزارش کردنشون چیه از...

Married compulsoryپارت 1ویو ات امروز حوصلم سر رفته بود برای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط