خاطرات شهدا

خاطرات شهدا

شهید عباس مهراندوز

شش روز بیشتر از خدمت سربازی اش نمانده بود که رفت عملیات کمین . فرمانده اش ابتدا مخالفت کرد اما اصرارش را که دید رضایت داد . بارها توی مرز جکیگور به کمین رفته بود و با سوداگران مرگ و تروریست ها درگیر شده بود . چفیه را پیچید دور سرش و با دوستانش سوار ماشین شد . اشرار که در منطقه خبرچین داشتند در یک نقطه دورافتاده راهشان را سد کردند . عباس و همراهانش پشت ماشین موضع گرفتند . تیراندازی از هر دو طرف شروع شد ولی تروریست ها بر منطقه مسلط بودند . یک موشک آر . پی . جی به ماشین اصابت کرد و مرزبانان در آتش انفجارش سوختند

یاد و خاطره امام و شهدا را گرامی می داریم

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم احفظ قائدنا الامام الخامنه ای

برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدا و روح مطهر امام راحل ره و سلامتی مقام معظم رهبری صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

السلام علیک یا قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف روزان...

وصیت شهدا شهید محمد علی بایرامیامیدوارم در زندگی موفق باشید ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینشهید حسن تهرانی مقدم به همراه تعدادی...

زندگی به سبک شهدا ♥️🇮🇷♥️

نماز لیلة الدفن قائد شهید

ومن المومنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه فمنهم من قضی نخبه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط