در ثانیه ، صد مرتبه میزد ضربانت
در ثانیه ، صد مرتبه میزد ضربانت
تا شد دل و جانم به فدای دل و جانت
فهمیده ام از قطره ی اشکی که تو داری
بالاست به اندازه ی عشقت، هیجانت
زد گردن احساس مرا ، با لب تیزش
"احسنت به شمشیر دو ابروی کمانت"
تقصیر انار است "انار لب سرخت"
میچرخد اگر چشم ترم ، دور دهانت
زنجیر شد و دست مرا بست به پایم
زنجیره ی پرپیچ و خم زلف جوانت
یک لحظه جهان را لب چشمان تو دیدم
"در مردمک چشم تو پیداست جهانت "
از سینه ام... از طرز غزل گفتنم انگار...
نیمای دگر ساخته جنس جریانت
ای مزرعه ی عاشقی! ای خوشه ی گندم!
یک لقمه به من لطف کن از سفره ی نانت
****
تا شد دل و جانم به فدای دل و جانت
فهمیده ام از قطره ی اشکی که تو داری
بالاست به اندازه ی عشقت، هیجانت
زد گردن احساس مرا ، با لب تیزش
"احسنت به شمشیر دو ابروی کمانت"
تقصیر انار است "انار لب سرخت"
میچرخد اگر چشم ترم ، دور دهانت
زنجیر شد و دست مرا بست به پایم
زنجیره ی پرپیچ و خم زلف جوانت
یک لحظه جهان را لب چشمان تو دیدم
"در مردمک چشم تو پیداست جهانت "
از سینه ام... از طرز غزل گفتنم انگار...
نیمای دگر ساخته جنس جریانت
ای مزرعه ی عاشقی! ای خوشه ی گندم!
یک لقمه به من لطف کن از سفره ی نانت
****
- ۱.۵k
- ۱۵ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط