برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان،

برگ پاییزی ام و خسته دل از باد خزان،
باغبان نیز نیامد پی دلداری من....
دیدگاه ها (۲)

مرا ببوس بگذار پاییز سردرگم شود که عشق از او آغاز شد؟ یا ا...

آمدی جان را بگیری منتها جانم شدی توکفر چشمت را که دیدم دین و...

دلبرا یک بوسه دادی اینقدر نازت ز چیست؟ گر پشیمان گشته ای بگذ...

گاهی دلت میخواد چنان تنهاییت را تنگ بغل کنی که هیچ کس نفهمد....

یک شاخه گل سپید تقدیم تو باد ..رقصیدن برگ بید تقدیم تو باد ....

_ای اهل حرم میر و علمدار نیامد🖤شب آخر که به خیمه سخن از آب ا...

ادامه پارت ۲...هر بار ات جیغ می‌کشید. هر بار صدایش تو زیرزمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط